قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٦٨
جنگجويان مسلمان بدانند و با تعابيرى مانند «اسلام، دين شمشير»، «اتحاد قانون اسلام و قانون شمشير»، «اسلام، دين خون و شمشير»، «اسلام، آيين قهر و غلبه» و ... بكوشند تا تصويرى خشن و تاريك از چهره اسلام ارائه دهند و بدين وسيله، ضمن تحريف علل نفوذ و پيشرفت اسلام در جهان، از روند رو به گسترش آن بكاهند. «١» براى نقد و بررسى اين ادعا، نخست بايد ديد كه آيا اساساً ترويج عقيده و نشر آيين با زور امكانپذير است، و درصورت امكان، آيا چنين امرى- چنان كه مستشرقان ادعا مىكنند- روى داده است، يا علت واقعى پيشرفت و گسترش اسلام را بايد در عوامل ديگرى پى جست؟
اعتقاد و ايمان به يك عقيده و آيين، نوعى گرايش قلبى و درونى است كه برخلاف اعمال و افعال ظاهرى و جسمانى، اكراهناپذير است. بنابراين، با عامل زور شايد بتوان شخصى را بر انجام كارى وادار ساخت، ولى هرگز نمىتوان او را به گرايش قلبى به عقيدهاى خاص واداشت، به گفته شهيد مطهرى «يك ملّت را مىتوان با زور مطيع كرد، امّا نمىتوان با زور، جهش و جنبش و عشق و ايمان در او به وجود آورد، قلمرو زور و زر محدود است، شاهكارهاى بشرى تنها و تنها معلول عشق و ايمان است». «٢» قرآن كريم به اين حقيقت اشاره كرده، مىفرمايد: لا اكراهَ فِى الدّينِ. «٣» علّامه طباطبايى در ذيل اين آيه مىنويسد: «جمله لا اكراهَ فِى الدّين، دين اجبارى را نفى مىكند، زيرا دين بهعنوان مجموعهاى از شناختهاى علمى كه گرايشهاى عملى را به دنبال دارد، از سنخ اعتقاد است و اعتقاد و ايمان از امور قلبىاند كه اكراه و اجبار در آن نقشى ندارد، زيرا اكراه تنها در اعمال ظاهرى و افعال بدنى تأثير مىگذارد و اما اعتقاد قلبى داراى علل ديگرى از سنخ اعتقاد و ادراك است». «٤»