قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٦٧
هنگامى كه قريش زيد و خبيب را به محلى در خارج مكه به نام «تنعيم» بردند تا آنها را به دار بياويزند، خبيب گفت: «بگذاريد من دو ركعت نماز بگزارم». او اولين شهيدى بود كه قبل از شهادت نمازگزارد پس از نماز عرضه داشت: «خدايا، اگر نمىگفتند كه نماز من از ترس مرگ است، بيشتر نماز مىخواندم». آن گاه او را به دار كشيدند. بر بالاى دار، چنين گفت:
«خدايا تو مىدانى كه اطراف من كسى نيست تا سلامم را به پيامبر (ص) برساند، تو خود سلام مرا به او ابلاغ كن». در اين هنگام كافران به او پيشنهاد كردند كه دست از اسلام بردارد تا او را از دار پايين بياورند و آزاد كنند. امّا خُبيب با ايمانى استوار پاسخ داد: «به خدا سوگند، اگر همه روى زمين را به من ببخشيد، از آيين خود برنمىگردم!» گفتند: آيا دوست دارى، محمد به جاى تو كشته شود؟ و تو زنده بمانى؟ پاسخ داد: «به خداى محمد سوگند، دوست دارم بارها قطعه قطعه شوم، ولى خارى به پاى رهبرم نرود!».
دشمن از ايمان سرشار و استوارى خُبيب چنان به خشم آمد كه با نيزههاى خود چندان زخم بر بدنش وارد كرد تا به شهادت رسيد. سپس زيد را نيز با وضعى مشابه به شهادت رساندند. «١» ٣- ٣- ٣. حفظ اسرار: هر نظام و حكومتى داراى اسرار و رازهايى است كه حفظ آنها براى كشور جنبه حياتى دارد. از اين رو، نهايت سعى خود را به كار مىبرد تا اسرار و اسناد طبقهبندى شده را از دسترس دشمن محفوظ دارد. با توجه به اينكه سينه هر رزمندهاى حاوى