قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٠٨
است كه جهاد ابتدايى مستلزم اكراه غير مسلمانان به پذيرش اسلام است. علّامه اين گونه پاسخ مىدهد:
اوّلا، چنين اكراهى مجاز است؛ زيرا پس از بيان و تبليغ دين و اتمام حجّت بر مشركان، احياى انسانيّت متوقّف بر اين است كه اين حقّ مشروع به كسانى كه به اختيار اسلام نمىآورند، تحميل گردد. اين در ميان ملتها و دولتها شيوهاى پذيرفته شده است، زيرا متمردان از قوانين اجتماعى در ابتدا به اجراى قوانين فراخوانده مىشوند، اگر نپذيرفتند، به هر وسيلهاى به آنان تحميل مىگردد؛ گرچه به جنگ منتهى گردد ...
ثانياً، اين اكراه و اجبار در نسل اوّل متصوّر است، امّا نسل دوّم با تعليم و تربيت دينى اصلاح مىگردند و خود با اختيار دين توحيدى را برمىگزينند ...». «١» در باره اين نظر بايد گفت: بىگمان- بنابر آيات پيش گفته و روايات منقول از امام رضا (ع) در فصل دوم- اكراه و اجبار عقيده در اسلام مردود است، خواه قلبى كه امكانپذير نيست و خواه ظاهرى كه ارزشمند و تحسينبرانگيز نيست. هر چند تحميل ظاهرى اسلام ممكن است، ولى اسلام ايمانى را ارزشمند و شوقبرانگيز مىداند كه اوّلًا، از روى اختيار و انتخاب باشد، ثانياً، از ژرفاى دل برخيزد. به همين دليل است كه تقليد در اصول اعتقادى روا نيست و آنها را بايد با نيروى انديشه و خرد- كه پيامبر و حجّت درونى است- پذيرفت. چگونه ممكن است از يك سو بگوييم كه در اصول اعتقادى تقليد پذيرفته نيست، امّا از سوى ديگر معتقد باشيم كه اكراه به اقرار به وحدانيّت خداوند متعال- هر چند ظاهرى- جايز است؟! سه- باتوجه به مخدوش بودن دو راه حل قبلى بهنظر مىرسد كه راه حل جمع ميان آيات مطلق جهاد و اين آيات آن است كه علت جهاد با مشركان را از ميان بردن حاكميّت شرك بدانيم نه نابودى مشركان. امّا پاسخ به اشكال خاورشناسان همان است كه پيش از اين در بحث هدفهاى جنگ ذكر شد. اين تهمتى ناروا است كه خاورشناسان مغرض مىخواهند با توسّل بدان، استقبال گسترده غير مسلمانان از اسلام را با زور و شمشير و اكراه توجيه كنند و با جنگ طلب جلوه دادن دين مقدّس اسلام، از ارزش و قداست آن بكاهند. اگر مقصود آنان از