قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٤٠
فرزندان انصار آزاد شدند. «١» در نقلى آمده است كه در ميان اسيران قريش افراد باسوادى بودند كه نمىتوانستند حداقل ميزان سربها را كه هزار درهم بود، بپردازند. لذا رسول خدا فرمود:
«هر كدام از ايشان به ده پسر از پسران انصار خواندن و نوشتن بياموزد و آزاد شود». «زيد بن ثابت» از همين راه باسواد شد. «٢» ج- همكارى: مواردى در تاريخ صدر اسلام به چشم مىخورد كه اسير به دليل همكارى با نيروهاى اسلام آزاد شده است، از جمله در سريّه على بن ابىطالب (ع) به سوى بنى سعد- كه پيشتر داستانش را گفتيم- جاسوسى از ايشان به دست مسلمانان اسير شد و بعد از همكارى با مسلمانان وقتى سربازان اسلام به لشكرگاه بنى سعد دست يافتند، او را رها كردند. «٣» مورد ديگر سريه عُكّاشة بن مِحْصَن است كه پيامبر (ص) او را همراه چهل مرد به سوى «غَمْر» فرستاد. دشمن از آمدن مسلمانان با خبر شده، گريختند، امّا ديدهبانى از آنان كه شب تا صبح بيدار، و در آن زمان خفته بود، در خواب دستگير شد و چون با مسلمانان همكارى كرد، او را امان داده، سپس آزاد كردند. «٤» د- مبادله اسرا: يكى از اقسام «فداء» مبادله اسير با اسير مىباشد. عمرو پسر ابوسفيان در بدر اسير شد، ابوسفيان فديهاى براى آزادى فرزندش نپرداخت و گفت: بگذاريد تا وقتى كه مىخواهند او را نگهدارند. در اين اوان سعد بن نعمان كه از قبيله بنى عمرو بن عوف بود، براى اداى مناسك عمره عازم مكّه شد. قريش از پيش متعهّد شده بودند كه متعرّض زوّار خانه خدا نشوند، امّا ابوسفيان قانونشكنى كرد و سعد بن نعمان را به جاى فرزندش به گروگان گرفت. قبيله بنى عمرو بن عوف از رسول خدا (ص) درخواست كردند كه فرزند ابوسفيان را به ايشان واگذارد تا با آزاد كردن او، زمينه آزادى سعد بن نعمان را فراهم كنند.