قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١١٨
مراد از كافران حربى در كتاب جهاد، كفار اصلى است كه دو دستهاند؛ نخست، اهل كتاب (پيروان اديان الهى گذشته كه عبارتاند از: زرتشتيان، يهوديان و مسيحيان) در صورتى كه شرايط اهل ذمه را نپذيرند، و دوم، غير اهل كتاب مانند ملحدان و مشركان درصورتى كه با مسلمانان پيمان هدنه منعقد نكرده باشند يا به آنان امان داده نشده باشد. اينان در صورت انعقاد پيمان هدنه يا دادن امان به آنها، به ترتيب «معاهَد» و «مستأمِن» ناميده مىشوند.
جنگى كه ميان مسلمانان و كافران حربى رخ مىدهد، بر دو گونه است؛ ابتدايى و دفاعى.
١. جنگ ابتدايى جنگ ابتدايى جنگى است كه درصورت فراهم آمدن شرايطى خاص، «١» مسلمانان براى تحقق اهدافى مشروع و انسانى «٢» آغازگر آناند. در كتاب جهاد، هرگاه واژه «جهاد» مطلق و بدون قيد بهكار رفته، جهاد يا جنگ ابتدايى مراد است. فقيهان جهاد را- كه در لغت به معناى توان و سختى است- ارزانى كردن جان، مال و توانايى براى اعلاى اسلام و برپا داشتن شعائر ايمان معنا كردهاند. «٣» بيان چند مطلب در باره جهاد ابتدايى مهم مىنمايد:
مطلب نخست: بيشتر فقيهان بر اين باورند كه جنگ و جهاد ابتدايى واجب كفايى است «٤» و با انجام برخى مكلّفين، از ديگران ساقط مىشود و با ترك آن، همگان گناهكارند. آيات بسيارى بر وجوب جهاد دلالت دارد. «٥» براى مثال، در بخشى از آيه ٢١٦ سوره بقره آمده است:
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ. عبارت «كُتِبَ» در اين آيه مانند آيه شريفه كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ ... بر وجوب دلالت دارد. «٦» همچنين، كفايى بودن جهاد را مىتوان با استفاده از آيات جهاد دريافت.
براى نمونه، مىتوان به آيات ذيل اشاره كرد: