قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٩١
دعوت و هدايت انسانها را به دين حق سامان دهد و فرهنگهاى ديگر را تحتالشعاع خود قرار دهد. از اين رو، زمان صلح و حتّى كوتاهترين فرصت ممكن را براى رسيدن به اين هدف غنيمت مىشمرد. براى نمونه، در جنگ صفين، امام على (ع) در پاسخ به كسانى كه حضرت را به ترديد و اهمال در جنگ با شاميان متّهم مىسازند، به اين هدف اساسى اشاره مىكند و مىفرمايد:
فَوَاللَّهِ ما دَفَعْتُ الْحَرْبَ يَوْماً إِلّا وَ أَنا اطْمَعُ أَنْ تَلْحَقَ بى طائفةٌ فَتَهْتَدِىَ بى وَ تَعْشُوَ إِلى ضَوْئِى وَ ذلِكَ أَحَبُّ إِلَىَّ مِنْ أَنْ أَقْتُلَها عَلى ضَلالِها وَ إنْ كانَتْ تَبُؤءُ بِآثامِها «١» سوگند به خدا كه يك روز جنگيدن را به تأخير نينداختم مگر براى آنكه گروهى [از ايشان] به من ملحق و هدايت شوند و با چشم كم نور خود، روشنى راه مرا ببينند و اين تأمل و درنگ در كارزار، نزد من محبوبتر است از اينكه آن گمراهان را بكشم؛ اگرچه [ايشان دست از گمراهى برنداشته، بالاخره كشته مىشوند و در قيامت] با گناهانشان بازمىگردند.
نمونه روشن دستيابى به اين هدف را مىتوان در صلح حُدَيبيّه يافت. اين صلح، فرصتى بسيار مناسب براى پيامبر اكرم (ص) فراهم كرد تا در سايه امنيت و با آسودگى خاطر به تبليغ دين اسلام در سراسر جزيرةالعرب بپردازد و حتى با ارسال نامههايى به پادشاهان و حكمرانان مناطق ديگر، آنان را به پذيرش دين اسلام فراخوانَد. «٢» از نتيجههاى مهمّ صلح حديبيّه اين بود كه دين اسلام تقريباً در سراسر جزيرةالعرب گسترش يافت و شمارى بسيار مسلمان شدند؛ بهگونهاى كه دو سال بعد در فتح مكه، شمار سپاهيان اسلام به ده هزار نفر رسيد، در حالى كه اين تعداد هنگام صلح حديبيّه به هزار و چهارصد نفر نمىرسيد. «٣»