قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٨٥
وَ لَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ (بقره: ٢٥١)
و اگر خداوند، برخى از مردم را قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام ٩٦ فصل سوم: اصالت جنگ يا صلح ص : ٩٣ بهوسيله برخى ديگر دفع نمىكرد، فساد زمين را فرامىگرفت.
از اين رو، قرآن كريم كسانى را كه با دين خدا و پيامبرش به جنگ برمىخيزند و در زمين به فساد مىپردازند، مستحق مجازات مرگ مىداند:
إِنّما جَزَآؤُاْ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِى الْأَرْضِ فَسَاداً أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُوا ...
(مائده: ٣٣)
كيفر آنان كه با خدا و پيامبرش به جنگ برمىخيزند و اقدام به فساد در زمين مىكنند [و با تهديد اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله مىبرند] فقط اين است كه اعدام، يا به دار آويخته شوند همچنين مىتوان از سيره امام على (ع) در جنگهاى جمل و صفّين مشروعيت برپايى جنگ براى رفع فساد را به اثبات رساند. پس از به خلافت رسيدن امام (ع) گروهى از مسلمانان با آنكه در اسلام داراى سابقه بودند و در زمره اصحاب پيامبر (ص) بهشمار مىرفتند، به طمع قدرت و رياست و سهم بيشتر از بيتالمال، با شكستن بيعت، مقدمات فتنه و فساد را فراهم ساختند و براى نخستين بار بذر اختلاف و جنگ داخلى را ميان مسلمانان پاشيدند.
از سوى ديگر، كسانى كه به ناچار اسلام را پذيرفته و هرگز از صميم دل بدان ايمان نياورده بودند، براى احياى برترى قومى و قبيلهاى عصر جاهليّت، عَلَم شورش و طغيان برافراشتند و حكومت امام (ع) را به رسميّت نشناختند. گروه نخستين، جنگ جمل را بر پا كردند و گروه دوم، جنگ صفّين را. در هر دو مورد، امام على (ع) نخست كوشيد تا با سلاح شكيبايى و مدارا و توصيه به رعايت تقواى الهى، آنان را به راه حق بازگرداند و از بروز كشتار و خونريزى ميان مسلمانان جلوگيرى كند، امّا غرور و هواپرستى عهدشكنان و ستمپيشگان مانع شد كه از مركب آزمندى و رياستطلبى فرو آيند و دست از فساد و شورش بردارند. امام على (ع) آخرين راه حل را جنگ با آنان ديد و آن را جنگى چون جنگهاى پيامبر (ص)، قلمداد كرد:
وَ إِنَّ مَسِيرى هذا بِمِثْلِها فَلَأَبْقُرَنَّ الباطِلَ حَتّى يَخْرُجَ الْحَقُّ مِن جَنْبِه ما لى وَ لِقُرَيْشٍ؟ وَاللّهِ لَقَدْ قاتَلْتُهُمْ كافِرينَ وَ لَأُقاتِلنَّهُمْ مَفْتُونينَ «١»