قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٧٥
مانع (حاكميّت شرك و كفر) را از ميان برداشت. بيان ادلّه اين مدّعا را به بحثى كه در فصل سوم با عنوان «اصالت جنگ يا صلح» مطرح خواهد شد، وامىنهيم. در آنجا خواهيم گفت كه علّت اساسى مشروعيّت جهاد ابتدايى، حاكميّت شرك و كفر است، نه خود كفر به معناى وجود كافران و مشركان. به سخن ديگر، صرف وجود مشركان و كافران، علّت مشروع بودن و وجوب جهاد ابتدايى با آنان نيست، بلكه علّت، حاكميّت شرك و كفر است. در اينجا شايسته است تفاوتى را كه اسلام ميان كفر و شرك و عقايد اهل كتاب و مشركان قائل است، بيان كنيم.
اديان و مذاهب به اعتبار خاستگاه، به الهى و غير الهى يا آسمانى و انسانى تقسيم مىشوند.
دسته نخست از منبع وحى سرچشمه گرفتهاند و در اصول كلّى مشتركاند؛ هر چند در فروع با يكديگر اختلاف دارند. «١» دسته دوم ريشه در خرافات، عادات و رسوم موهوم، تقليد كوركورانه از گذشتگان و مانند آن دارند. اسلام، اصل اديان الهى را به دليل وحيانى بودن مىپذيرد و تأييد مىكند- هر چند تحريفاتى را كه در طول تاريخ بدانها راه يافته است، مردود مىشمارد- امّا اديان غير وحيانى را بىپايه و باطل مىداند. در فقه اسلامى به پيروان دسته نخست، اهل كتاب، و به پيروان دسته دوم، مشرك و به پيروان هر دو دسته، كافر گفته مىشود.
نسبت ميان كفر و شرك، عموم و خصوص مطلق است، يعنى هر مشركى كافر است، ولى هر كافرى مشرك نيست.
هر چند اسلام تحميل عقيده را امرى امكانپذير و يا ارزشمند نمىداند، ليكن هر آيين و عقيدهاى را نيز آزاد نمىگذارد و اجازه ظهور و بروزش را در سطح جامعه نمىدهد. از آنجايى كه اسلام تكيه بر ظن و گمان به جاى علم، و پيروى از هواهاى نفسانى و تقليد كوركورانه از پدران و گذشتگان را نكوهش مىكند، «٢» شرك را گناهى سترگ، ضلالتى آشكار و ستمى بزرگ مىداند «٣» و آن را به رسميّت نمىشناسد و مشركان را به اين دليل كه مصنوع دست خويش يا مخلوقى همانند خود را مىپرستند يا شريك خداوند يگانه قرار مىدهند، سرزنش مىكند: