قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٧١
معاصر در اين باره مىگويد: «ردّ اين دعوا كه با مبالغه فراوان در ميان ملل مسيحى جهان رواج يافته و سخت بزرگ شده است، بسيار آسان است، زيرا ملل مسيحى بدون دليل اين دعوا را شايع ساختند تا گرايش مردم را به اسلام بدون ميل قلبى و به اجبار مجسم كنند. در اين مورد ويژه، اگر اسلام ملل ايران و روم را تنها به گزينش اسلام با شمشير مخيّر مىساخت، مىشد چنين اتهامى را علم كرد، امّا چنان كه مىدانيم اسلام ملل مختلف جهان را بين پذيرش اسلام و جزيه آزاد ساخته بود و اين روشى است كه سزاوار قدردانى و سپاس است». «١» ممكن است اين اشكال مطرح شود كه هدف از جنگ با مشركان، پذيرش اجبارى اسلام است، زيرا آنان ميان پذيرش اسلام و تن دادن به جنگ آزادند و جزيه از آنان پذيرفته نيست.
در پاسخ بايد گفت: در جنگ با مشركان- چنان كه در بحث هدفهاى مشروع به تفصيل خواهد آمد- هدف، براندازى حاكميّت شرك و بتپرستى از صحنه گيتى و دفاع از مهمترين حقِّ انسانى يعنى توحيد است كه هدفى مشروع است، امّا از آنجايى كه اسلام خود را مسئول تأمين سعادت بشر مىداند و هدايت او را در سرلوحه برنامه خويش قرار داده است و با توجه به نفى يا نهى اكراه بر دين در اسلام، به مشركان پيشنهاد مىكند تا پس از شنيدن كلام الهى و تحقيق در باره دين اسلام، داوطلبانه آن را اختيار كنند «٢» و بدين وسيله، هم خود را سعادتمند سازند و هم از بروز جنگ و ريختن خون جلوگيرى كنند. «٣»