قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٦٢
آنان را برانگيخت. آنان نخست كوشيدند تا پيامبر اكرم (ص) را با تطميع و وعده رياست، ثروت و همسران زيباروى از انجام رسالت خويش بازدارند، ولى چون خود را ناكام يافتند، از درِ توهين، تمسخر و افتراء وارد شدند و با ساحر و مجنون خواندن حضرت، خواستند از درخشش آيين اسلام بكاهند و به تعبير قرآن كريم، با فوت دهان، نور خدا را خاموش كنند؛ غافل از اينكه خداوند متعال تلألؤ و نورافشانى هميشگى اين آيين را تضمين كرده است. «١» مشركان قريش در سومين مرحله، بناى مخالفت عملى و آزار پيامبر اكرم (ص) را پى نهادند، و مسلمانان را در معرض انواع شكنجههاى طاقتفرسا قرار دادند و شمارى را به شهادت رساندند. عرصه را چنان بر مسلمانان تنگ كردند كه پيامبر اكرم (ص) فرمان داد كه گروهى از آنان در دو مرحله به سرزمين حبشه مهاجرت كنند. اين در حقيقت چيزى جز اخراج مسلمانان از سرزمين و ديار خويش نبود.
در مرحله بعد، مشركان قريش بر آن شدند تا مسلمانان را در محاصره سياسى و اقتصادى قرار دهند. از اين رو، آنان را سه سال در شعب ابى طالب محصور كردند «٢» و بدين سان، يكى از سختترين دوران زندگى پيامبر اكرم (ص) و مسلمانان آغاز گشت. اندكى پس از گذشت اين دوران سخت بود كه پيامبر اكرم (ص)، خديجه، همسر با وفا، و ابوطالب، بزرگترين پشتيبان خويش را از دست داد.
چندى بعد گروهى از مردم يثرب در دو سال پياپى در موسم حج با حضرت ملاقات كردند و به اسلام گرويدند و بدينسان، زمينه هجرت مسلمانان به يثرب آماده شد. اين شهر بعدها به «مدينة الرسول» تغيير نام يافت.
سران قريش در يك تصميم گروهى بر آن شدند تا بهعنوان واپسين و مؤثرترين راه نابودى نهضت پيامبر اكرم (ص)، شبانه مردانى از قبائل مختلف را با شمشيرهاى آخته گسيل كنند تا حضرت را آماج ضربات كينه خويش سازند و به شهادت رسانند، امّا حضرت على (ع)