قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٥٨
اسلام براى حفظ گوهر شريف حيات و نشان دادن اهميّت زيادى كه براى آن قائل است، حقِّ قصاص را براى صاحبان خون به ناحق ريخته در نظر گرفته است. «١» امام على (ع) خطاب به مالك اشتر مىفرمايد:
و بپرهيز از خونها، و ريختن آنها به ناروا كه چيزى چون ريختن خون به ناحق- آدمى- را به كيفر نرساند و گناه را بزرگ نگرداند و نعمت را نَبرد و رشته عمر را نَبُرد، و خداوند سبحان روز رستاخيز نخستين داورى كه ميان بندگان كند، در خونهايى باشد كه از يكديگر ريختهاند. پس حكومت خود را با ريختن خونى به حرام نيرومند مكن كه خون به حرام ريختن قدرت را به ناتوانى و سستى كشاند، بلكه دولت را از صاحب آن به ديگرى بگرداند. «٢» ٣. همهجانبه بودن صلح در اسلام، صلحى همه جانبه است، به اين معنا كه به گستره روابط بينالملل محدود نمىگردد و تنها به چگونگى ارتباط دنياى اسلام با دنياى خارج نمىپردازد، بلكه همه شئون زندگى را تحت الشعاع قرار مىدهد.
اسلام در ابتدا، صلح و آرامش را در نهان انسان با ايجاد سازش ميان قواى درونى و ارضاى خواستههاى طبيعى تحت حاكميّت عقل و به دور از هرگونه افراط و تفريط مىآفريند. سپس پاى در محيط خانواده مىگذارد و اساس اين كانون را بر پايه صلح و آرامش بنيان مىنهد و اعضاى آن را به برقرارى روابطى صميمانه توصيه مىكند، «٣» و به هنگام اختلاف و كدورت، باز راه سازش و مسالمت را پيشنهاد مىكند. «٤» در محيط اجتماعى نيز مؤمنان را برادر يكديگر مىخواند «٥» و از آنان مىخواهد تا در ميان