قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٥٧
آن را «فتح مبين» خواند «١» و در جاى ديگر، از آن به عنوان مقدمه «فتح قريب» ياد كرد. «٢» پس چگونه ممكن است چنين صلحى، موجب ذلّت مسلمانان و عزّت دشمنان آنان گردد؟! ٢. ريشهدار بودن صلح در اسلام، صورى و ظاهرى نيست و صلحطلبى تنها يك ادعا و تاكتيك موقت و گذرا و حربهاى تبليغاتى براى ارائه چهرهاى بشردوستانه و خلع سلاح رقيب بهشمار نمىرود، بلكه از ژرفاى رأفت و شفقت دين اسلام به خَلق و حرص و ولع بسيار به سعادت آنان سرچشمه مىگيرد.
صلح در اسلام به پشتوانهاى از صداقت، احترام عميق به حقوق واقعى بشر و علاقه وافر به حفظ جان و مال و آبروى انسانها و آزادى تفكر و انتخاب آگاهانه بشر متكى است. از اين رو، نداى صلح را آن گاه ارزشمند و راهگشا مىداند كه از جان انسانهاى با وجدان و آگاه و نوع دوست و خيرخواه برخيزد، نه از زبان انسانهاى دو چهره خودخواه و بىتفاوت. گواه اين مدعا اين است كه اسلام حقّ حيات انسانها را به عنوان حقّ اصيل و طبيعى، سخت محترم مىشمرد و حفظ زندگى يك نفر را با حفظ حيات همه انسانها برابر و كشتن يك نفر را از روى ظلم و فساد با كشتن همگان يكسان مىداند، «٣» زيرا همه انسانها در حقيقت «انسان بودن» مشتركاند و هر كس چنين حقيقتى را براى يك نفر قائل نباشد، براى هيچ كس قائل نخواهد بود. «٤»