قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٥٤
امام على (ع) نيز در يكى از جنگها، خطاب به لشكريان خويش مىفرمايد:
من نمىپسندم كه شما [به مردم شام] دشنام دهيد ... و بهتر آن است كه به جاى دشنام به آنان بگوييد: «بار خدايا! خونهاى ما و ايشان را از ريختن حفظ فرما و ميان ما و آنان را اصلاح كن و آنان را از گمراهيشان برهان!» تا كسى كه نادان به حق است، آن را بشناسد و آنكه حريص و شيفته گمراهى و دشمنى است، از آن باز ايستد. «١» آيا مىتوان اين سخنان شفقتآميز در باره دشمنان و اهتمام و دغدغه در رعايت كوچكترين دستورهاى اخلاقى را جز در جهاد سراغ گرفت و پى جست؟! در اينجا قصد آن نيست كه نمونههاى تجلّى كرامت اخلاقى در صحنههاى جهاد اسلامى شمارش گردد، امّا شايسته است به يكى از برجستهترين آنها اشاره شود. پيامبر اكرم (ص) پس از سيزده سال در مكّه كه از سوى مشركان جز آزار و شكنجه، تهمت و افترا و تهديد به قتل و اخراج از وطن چيزى نديد و هشت سال در مدينه كه با تجاوز و تحميل چند جنگ و از دست دادن بهترين ياران خويش روبهرو شد، در سال هشتم هجرى با سپاهى گران به قصد فتح مكّه، رهسپار آن ديار گرديد و پس از غافلگير كردن دشمن، مكّه را از چهار سو به محاصره درآورد. همه منتظر بودند كه رسول خدا (ص) چه خواهد كرد؟ آيا راه انتقام در پيش مىگيرد يا طريقِ گذشت؟
براستى اگر فرماندهاى جز رسول اكرم (ص) بر چنين دشمنى تسلط مىيافت با او چگونه رفتار مىكرد؟ آيا جاى آن نبود كه بگويد: «امروز، روز انتقام است!» آن سان كه مسلمانى فرياد زد «اليوم يوم الملحمه»؟، امّا پيامبر اكرم در نهايت كرامت و بزرگوارى فرمود: «ندا دهيد كه امروز، روز گذشت و شفقت است!» و به دشمنانى كه از هيچ تلاشى براى نابودى اسلام فروگذار نكرده بودند، فرمود: «راستى چه زشت همسايگانى بوديد براى پيامبر، برويد كه شما آزاد شدگانيد». «٢» مقايسه اين عمل پيامبر (ص) و ديگر فاتحان بزرگ را به صاحبان خرد وامىنهيم و اين بحث را با بيانى بلند از امام على (ع) حسن ختام مىبخشيم: