قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٥٢
شرك) جايز نيست. اغلب طرز تفكر اروپاييها كه در ميان ما هم سرايت كرده، همين است ولى اگر توحيد را يك مسئله عمومى و جزء حقوق انسانى و از شرايط سعادت عموم بشر دانستيم، جنگ ابتدايى با مشرك بهعنوان حريم توحيد و دفاع از توحيد و بهعنوان قطع ريشه فساد جايز است؛ گو اينكه به عنوان تحميل عقيده توحيدى جايز نيست». «١» و در جايى ديگر مىگويد: «ما مىگوييم توحيد با سعادت بشرى بستگى دارد، مربوط به سليقه شخصى نيست، مربوط به اين قوم و آن قوم نيست. پس حق با همان كسانى است كه توحيد را جزء حقوق بشريت مىشمارند. اگر ما هم مىگوييم جنگ براى تحميل توحيد جايز نيست، نه به خاطر اين است كه اين از امورى است كه نبايد از آن دفاع كرد، نه به خاطر اين است كه اين از حقوق انسانيّت نيست، به خاطر اين است كه خودش فى حدّ ذاته قابل اجبار نيست». «٢» بر اين اساس، تجاوز هميشه به شكل هجوم نظامى نيست، بلكه به صورتهاى گوناگونِ تجاوز به حقوق انسانى رخ مىنمايد. در اين موارد، اگر دفع تجاوز با شيوههاى مسالمتآميز امكانپذير نباشد و به جهاد و استفاده از قدرت نظامى نياز افتد، به حكم اينكه د قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام ٦٤ اهداف جنگ ص : ٦١ فاع از حقوق انسانى حقّى مشروع است، جهاد نيز مشروع است، زيرا چنين جنگى، درحقيقت دفاعى است؛ هر چند به ظاهر، جنگ ابتدايى و هجومى مىنمايد.
نتيجه اينكه، منظور از دفاعى بودن ماهيّت جنگ در اسلام، معناى محدود آن- يعنى مقابله با حمله نظامى دشمن كه در تقسيمبندى جهاد به دفاعى و ابتدايى لحاظ مىشود- نيست، بلكه مراد اين است كه جهاد ابتدايى نيز مقابله با تجاوز، و دفاع از حقوق مشروع انسانى است. «٣»