قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٣٧
«اى مزدا، كجايند آن رادمردانى كه آموزشهاى ارجمند تو را با «منش نيك» دريافتهاند و با همه سختى و آزار [ى كه مىكشند]، هوشيارانه آنها را به كار مىبرند؟ من جز تو كسى را نمىشناسم. پس در پرتو «اشِه» «١» ما را پناه بخش. اى مزدا، براستى آنان (دروندان) با اين كردارها ما را مىهراسانند، چراكه نيرومندانشان براى ناتوانان تباهى و ويرانى مىآورند و با فرمان تو دشمنى مىورزند». «٢» «منم زرتشت كه با همه توش و توان خويش، دشمن سرسخت دُروندان و پناه نيرومند اشَوَنانم». «٣» «اى مزدا، آيا ديوان «٤» هرگز خداوندگاران خوبى بودهاند؟ [آناناند] كه مىبينند چگونه «كَرَپان» «٥»، «كَوىها» و «اوسيخْش» جهان را براى ايشان گرفتار خشم و آزار كرده و جهانيان را همواره به ناله و زارى درآورده و هيچ گاه در پرتو اشه براى پيشرفت و آبادانى جهان نكوشيدهاند». «٦» «به كدام مرز و بوم روى آورم؟ به كجا روم [و از كه] پناه جويم. مرا از خويشاوندان و يارانم دور مىدارند. همكاران و فرمانروايان دُروند سرزمين نيز خشنودم نمىكنند. اى مزدا