قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٣٢
سالها پس از وى نگارش يافته است. خدا مؤلفانى از بشر را برانگيخت و آنان را يارى كرد و توفيق داد تا تنها چيزهايى را كه او مىخواست، بنگارند. اناجيل بيشتر به كتب تاريخى مىمانند و در آنها حتى جملهاى منسوب به وحى يافت نمىشود، چيزى كه هست، مسيحيان به آنها ارزش الهى مىدهند و آنها را مقدس مىشمارند. «١» از نظر قرآن كريم، عيسى (ع) حامل وحى الهى و صاحب كتابى آسمانى به نام انجيل بوده است. «٢» خداوند متعال بر عيسى انجيل را فرو فرستاد؛ همچنان كه تورات را بر موسى و قرآن را بر پيامبراكرم (ص) نازل فرمود. بىگمان انجيل فرو فرستاده شده بر عيسى (ع)- كه به فرموده قرآن كريم مصدِّق و مكمِّل تورات و شريعت موسى (ع) بوده است «٣»- با اناجيل كنونى- كه بهوسيله ارباب كليسا از ميان دهها انجيل انتخاب شده و جنبه رسمى و قانونى پيدا كرده است- هيچگونه سنخيتى نداشته است. از اينرو، اناجيل كنونى ازنظر مسلمانان معتبر نيستند و به مطالب آن جز آنچه قرآن كريم تصديق و تأييد كرده است، نمىتوان استناد جست و نبايد آنها را از شريعت عيسوى محسوب نمود.
نتيجهگيرى از آنچه به تناسب موضوع اين نوشتار از اناجيل نقل شد، اين نتيجه به دست مىآيد كه اوّلًا «عيسى (ع) يك فرد انقلابى بوده و براى پيروز كردن ستمديدگان بر ستمكاران تلاش مىكرده است». «٤» ثانياً، به رغم اين تلاش، شرايط و مقتضيات به او امكان و فرصت نبرد با حاكمان ستمگر را نداده است. با وجود اين، وى هرگز به سازش با آنان تن نداد و در برابر زورگويى آنان سر خم نكرد. از اين رو، نمىتوان آيين مسيح را مخالف جنگ دانست؛ هرچند در مقام دفاع و براى از بين بردن ستم باشد، و طرفدار صلح برشمرد؛ گرچه به سازش با ستمكاران بينجامد.