قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٣٠٠
ندارند؛ چيزى كه هست جان كافر ضمان ندارد- هرچند مسلمانى كه كافر را كشته، گناهكار است- برخلاف مالش كه تلفكننده آن ضامن است. «١» راههاى پايان دائم جنگ راههاى مشروع پايان دائم جنگ در اسلام چند چيز است:
١. پذيرش اسلام از راههاى پايان دائم جنگ، پذيرش اسلام از سوى كافران- خواه مشركان يا اهل كتاب- است، «٢» زيرا در اين صورت ادامه جنگ با آنان جايز نيست؛ چنانكه اگر پيش از آغاز نبرد نيز دعوت مسلمانان را براى پذيرش اسلام بپذيرند، شروع جنگ با آنان حرام است.
از جمله ادلّه قرآنى حكم يادشده، آيه پنجم سوره توبه است كه پس از امر به كشتن مشركان مىفرمايد: «هرگاه توبه كنند و نماز را برپا دارند و زكات را بپردازند، آنها را رها سازيد، زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است». دليل روايى آن نيز اين فرموده پيامبر (ص) است: امِرْتُ أَنْ أُقاتِلَ الناسَ حتّى يَقوُلوا لا إلهَ الَّا اللَّهَ؛ «٣» يعنى مأمور شدهام كه با كافران بجنگم، مگر اينكه بگويند خدايى جز خداى يگانه نيست.
با پذيرش اسلام از سوى كفار، افزون بر پايان دائم جنگ، جان و مال اسلامآورندگان و فرزندان نابالغشان- كه همچون پدرانشان مسلمان محسوب مىشوند-، محترم و مصون از تعرض است «٤» و طبيعتاً اگر كسى به آنها تعرض كند، گناهكار و ضامن است. پيامبر (ص) در ادامه روايت فوقالذكر مىفرمايد: فإذا قالوُها عَصَمُوا مِنّى دِماءَهُمْ وَ امْوالَهُم، يعنى هرگاه مسلمان شدند، خونها و اموالشان را از من حفظ كرده و مصون داشتهاند. پذيرش اسلام آثار ديگرى نيز دارد كه مربوط به جنگ نيست. «٥» حكم زمينهاى اسلامآورندگان، پيشتر در فصل پيامدهاى حقوقى جنگ در امور مادى گذشت.
٢. قرارداد ذمه