قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٣٠
مرگ خود را نزديك مىبيند، تصميم مىگيرد كه واپسين عيد فطير را با خوردن شام فِصْح در جمع شاگردانش سپرى كند. «١» وى در ضمن سخنانش در اين جمع، مىگويد: «هركه يك كيسه دارد، بهتر است كه آن را با خود بردارد و همينطور كولهبارش را و چنانچه شمشير ندارد، قباى خود را بفروشد و شمشيرى بخرد ... آنها گفتند: خداوندا، نگاه كن، اينجا دو شمشير داريم. ولى او جواب داد: كافى است». «٢» آنگاه كه يهودا مكان عيسى را فاش و او را تسليم مىكند، يكى از حواريون دست به شمشير مىبرد و به غلام كاهن اعظم زده، گوش او را مىبرد. در اين هنگام، عيسى به او مىگويد: «شمشير خود را غلاف كن. هركه شمشير كشد، به شمشير كشته مىشود. مگر نمىدانى كه من مىتوانم از پدر خود بخواهم كه بيش از دوازده فوج از ملائكه را به يارى من بفرستد؟ اما در آن صورت پيشگوييهاى كتاب مقدس چگونه تحقق مىيابد؟ آنگاه عيسى رو به جمعيت كرده، گفت: مگر مىخواهيد يك راهزن را بگيريد كه اينطور مسلح با شمشير و چماق براى دستگيرى من آمدهايد؟ هر روز من در معبد مىنشستم و تعليم مىدادم و شما دست به سوى من دراز نكرديد، امّا تمام اين چيزها اتفاق افتاد تا آنچه پيامبران در كتاب مقدس نوشتهاند، به انجام رسد». «٣» از آنچه گفته شد، چند نكته قابل توجه است:
يك- اينكه عيسى (ع) در آغاز تبليغ دين خود به پيروانش تعليم مىدهد كه بدى را با بدى پاسخ نگويند و گونه ديگر را نيز در معرض نواختن سيلى قرار دهند و افزون بر همسايه، به دشمن نيز محبت بورزند، جملگى، سخنان و توصيههايى اخلاقىاند و تنها بر عفو و بخشايش در امور شخصى دلالت مىكنند. به هيچ روى نمىتوان از اينگونه سخنان، سازش و تسليم در برابر ستمكاران و ترك جهاد و مبارزه را استفاده كرد. شاهد اين سخن از خود انجيل اين است كه آنگاه كه عيسى دستگير و بازجويى مىشود، يكى از نگهبانان بر گونه او