قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٩٠
خود بازگردانده شوند. همچنين جايز بودن امان از سوى كفار بدين معناست كه كفار هرگاه خواستند مىتوانند قرارداد را فسخ كنند كه در اين صورت مجدداً كفار حربى قلمداد مىشوند. «١» به اتفاق همه فقيهان، امان قراردادى مشروع است. مستند قرآنى مشروع بودن امان، آيه ذيل است:
وَإِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلَامَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَايَعْلَمُونَ (توبه: ٦)
و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست پناهش ده تا كلام خدا را بشنود، سپس او را به مكان امنش برسان، چراكه آنان قومى ناداناند.
هرچند اشكال شده كه اين آيه اخص از مدعاست- با اين استدلال كه مفاد آيه لزوم دادن امان به مشركانى است كه قصد فراگرفتن تعاليم اسلام را دارند و حال آنكه در امان هم مشركان مىتوانند درخواست امان بكنند و هم اهل كتاب، و نيز لزومى ندارد كه مستأمن تنها به قصد شنيدن تعاليم اسلام درخواست امان كند. «٢»- اما در اينكه بهطور كلى و فىالجمله بر مشروعيت امان دلالت دارد، ترديدى نيست.
دليل ديگر مشروعيت امان، اين حديث مشهور نبوى است:
الْمُسْلِموُنَ تَتَكافَؤُ دِمائُهُم وَ هُمْ يَدٌ عَلى مَنْ سَواهُمْ وَ يَسْعى بِذِمَتِهِمْ ادْناهُمْ «٣» مسلمانان خونشان يكسان است و يكدست در برابر دشمن ايستادگى مىكنند و از امانى كه كمترينشان مىدهد، جملگى حمايت مىكنند.
از امام صادق (ع) در باره معناى جمله «وَ يَسْعى بِذِمَتِهِمْ ادْناهُمْ» سؤال شد، حضرت فرمود: «هرگاه لشكرى از مسلمانان گروهى از مشركان را محاصره كنند و يكى از آنان بگويد:
به من اجازه دهيد تا با فرماندهتان مذاكره كنم، و پايينترينِ مسلمانان به او امان دهد، بالاترينِ مسلمانان بايد به اين امان وفادار باشد». «٤»