قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٧١
معبود است. هنگام اسارت كه انسان از بند تعهدات و مسئوليتهاى خانوادگى و اجتماعى آزاد است و وقت بيشترى دارد، فرصت براى عبادت و تقّرب به درگاه ربوبى مناسب است. نقل شده است كه حضرت امام موسى كاظم (ع) هنگامى كه در زندان عيسى بن جعفر، والى بصره بود، اين گونه مناجات مىكرد: «خدايا تو خود مىدانى كه من جاى خلوتى را براى عبادت تو مىخواستم و تو آن را فراهم كردى. پس سپاس تو را».
چون هارون والى بصره را به قتل امام مأمور كرد، عيسى بن جعفر امتناع نموده، به هارون نوشت: حبس موسى بن جعفر در نزد من طولانى شده است. من در اين مدّت جاسوسانى بر او گماشتم و از او جز عبادت چيز ديگرى نيافتم و او حتى در دعا به من و تو نفرين نكرده است ... كسى را بفرست او را از من تحويل بگيرد و گرنه من او را آزاد مىكنم، چون از زندانى بودن او دلتنگم. پس از آن، حضرت را از بصره به بغداد منتقل كرده، نزد فضل بن ربيع زندانى كردند و مدّتى طولانى در آنجا ماند. او نيز دستور هارون مبنى بر قتل امام را اجابت نكرد.
هارون به وى نوشت كه آن حضرت را به فضل بن يحيى برمكى تحويل دهد. فضل آن حضرت را در يكى از اتاقهاى منزل خود جاى داد و نگهبانى بر آن حضرت گماشت. امام موسى بن جعفر همچنان مشغول عبادت بود؛ تمام شب را به نماز و تلاوت قرآن، دعا و تهجّد مىگذراند و بيشتر روزها را روزه مىگرفت و صورت از محراب و قبله بر نمىگردانيد. از همين رو، يحيى بر امام (ع) سخت نمىگرفت. اين خبر به هارون رسيد، باز دستور قتل آن حضرت را به فضل داد، ليكن او امتناع كرد. هارون خشمگين شد. يحيى، پدر فضل، متوجه شد و از هارون عذرخواهى كرده، وسيله شهادت آن امام مظلوم را به وسيله سندى بن شاهك فراهم ساخت. «١»