قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٥١
مسلمانان درآمدند، ملك مسلمانان شده و برده مىشوند.
مرز ميان مردان جنگى و كودكان، بلوغ است، يعنى اگر پسر بچهاى به حد بلوغ رسيده باشد، حكم مردان جنگى را دارد و اگر به حد بلوغ نرسيده باشد، جزء سبايا محسوب مىشود.
در صورت ترديد در بلوغ، علامت تشخيص، روئيدن موى خشن در شرمگاه است. «١» عقد نكاح زن و شوهر كافر به مجردِ برده شدنِ يكى از آنها بر اثر اسارت، فسخ مىشود، بنابراين:
اگر شوهر به اسارت درآمد، به محض اسير شدن، عقد نكاح او با همسرش فسخ نمىشود، بلكه اگر امام رقيّت و بردگى او را اختيار كرد، عقد نكاح او فسخ مىشود.
اگر اسير، بچه يا زنى باشد كه ازدواج كرده باشد، به محض اسير شدن آنها نكاح باطل مىشود، چون بچه و زن به مجرّد اسير شدن برده محسوب مىشوند.
اگر زن و شوهر، هر دو اسير شده باشند، باز هم عقد نكاح فسخ مىشود، زيرا زن با اسير شدن برده مىشود.
اگر زن و شوهر از پيش برده باشند، نكاح به حال خود باقى است، چون بردگى جديد حاصل نشده است. «٢» مواردى كه كشتن زن اسير جايز است:
يك- اگر زنى از كافران، مسلمانى را در جنگ كشته باشد، وقتى به اسارت درآمد، كشتن او به عنوان قصاص جايز است، چنان كه در ماجراى بنىقريظه، زنى به همين دليل قصاص و كشته شد. «٣» دو- اگر زن اسير براى كشتن مسلمانى تلاش كند، در اين صورت نيز كشتن او كه عنوان دفاع از خود را پيدا كند، جايز است. در مواردى از كتابهاى تاريخ و حديث نقل شده كه چون رسول خدا (ص) زن مقتولى را ملاحظه كرده، اعتراض نموده، ولى وقتى معلوم گشته كه آن زن قصد توطئه و كشتن مسلمانى را داشته است، پيامبر ساكت شده و چيزى نفرموده است. «٤»