قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٥
قرآن از وى به نيكى ياد مىكند و براى او صفاتِ توانايى جسمى و قدرت علمى را برمىشمارد «١»- نسبت داده است، وحى الهى و شريعت موسوى نيست، زيرا دامن انبياى الهى از ننگ كشورگشايى صرف، كشتار و نابودى انسانها بهويژه زنان و اطفال (نسلكشى)، غارت اموال و تخريب و آتش زدن شهرها پاك و مبرا است. مهمتر اينكه خداوند متعال- كه كوچكترين ستمى به بندگان خود روا نمىدارد- هرگز فرمان نسلكشى و نابودى و غارت نمىدهد و به هيچ روى راضى نمىشود كه انسانهاى بىگناه بىشمارى براى او نذر به نابودى گردند.
در قرآن كريم- كه از آسيب تحريف مصون مانده و خواهد ماند- افزون بر تأييد وجود حكم جهاد در راه خدا در تورات حقيقى، «٢» آمده است كه موسى (ع) از قوم خود مىخواهد كه به سرزمين مقدس وارد شوند و به عقب بازنگردند كه زيانكار خواهند شد. بنىاسرائيل از اين فرمان سرپيچى كرده، مىگويند: مادامى كه قوم ستمگر و جبّار در اين سرزميناند، ما هرگز پاى بدانجا نمىنهيم، تو و پروردگارت برويد و جنگ كنيد كه ما همينجا نشستهايم.
خداوند متعال بنىاسرائيل را به دليل اين نافرمانى و روى برتافتن از جهاد با ستمگران مجازات مىكند كه چهل سال در بيابان سرگردان بمانند و به سرزمين مقدس وارد نشوند. «٣» همچنين در آياتى ديگر، از برگزيدگى طالوت براى پادشاهى بر بنىاسرائيل از سوى خداوند سخن رفته و به اختصار به ماجراى نبرد او با جالوت و كشته شدن جالوت به دست داوود (ع) اشاره شده است. «٤» در جاى ديگر، از تعليمِ ساختن زره به داوود از جانب خدا سخن به ميان آمده است. «٥» از اين آيات به خوبى استفاده مىشود كه اوّلًا برخى از پيامبران و پادشاهان بنىاسرائيل تنها براى مقابله با ستمگران و جباران و خشكاندن ريشه ستم، از جانب خداوند متعال مأمور