قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٤٢
به چنگ دشمن افتاده و به بردگى كشانده مىشدند، چارهاى جز مقابله به مثل و استرقاق اسيران (هر چند در مواردى معدود) وجود نداشت. «١» چهار- كشتن اسير: اغلب فقيهان شيعه معتقدند كه كشتن اسيرى كه پس از پايان جنگ [و حصول پيروزى] به اسارت درآمده است، جايز نيست. فاضل مقداد مىگويد: از اهل بيت (ع) نقل شده است كه اگر اسير در حال برپايى جنگ گرفتار شد بايد كشته شود و اگر بعد از پايان جنگاسير شد، امام ميان منّ، فداء و استرقاق مخيّر است و كشتن جايز نيست. «٢» نويسنده جواهرالكلام مىگويد: «آيه شريفه در ممنوعيت قتل بعد از پيروزى، ظهور دارد». «٣» بيشتر فقهاى اهل سنّت «٤» و برخى از علماى شيعه «٥» قتل اسير را جايز مىشمارند. در مراجعه به تاريخ اسلام هم در برخى موارد مشاهده مىكنيم كه اسير به قتل رسيده است. اين موارد عبارتاند از:
- قتل ابو عزّه شاعر كه داستان او پيشتر بيان شد.
- زنى از يهود كه سنگ آسيابى بر سر خلّاد بن سويد انصارى انداخت و او را كشت و بدين جهت او را نيز در رديف مردان بنىقريظه آوردند و گردن زدند. «٦» - دو نفر از اسراى بدر به نامهاى «عُقْبَة «٧» بن ابى مُعَيْط» و «نضر بن حارث» كه هنگام حركت به سوى مدينه در محلّى به نام «صفرا» به دستور رسول خدا (ص) به قتل رسيدند. «٨» - قبيله بنى قريظه با رسول خدا پيمان بسته بودند كه غدر (خيانت) نكنند و به مشركان يارى نرسانند و اين پيمان يكبار ديگر نيز مورد تأكيد قرار گرفته بود. با اين حال آتش جنگ