قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٤
كاهن- كه در قرآن كريم با نام عُزَير از او ياد مىشود و در ميان يهوديان بسيار ارجمند بوده تا آنجايى كه بنا بر نقل قرآن كريم او را فرزند خدا مىخواندند «١»- گردآورى و تدوين شد. از اينرو، تورات فعلى به زمان موسى (ع) متصل نمىشود و حدود نيم قرن در سند آن وقفه ايجاد شده است. افزون بر اين، سند آن به يك نفر مىرسد كه شخصيت، اطلاعات، دقت، امانت و مستندات وى در گردآورى تورات بر ما ناشناخته است. «٢» وى از برخى آيات قرآن نيز استفاده مىكند كه خود يهود نيز پس از موسى (ع) در تورات اختلاف و ترديد جدى داشتند. «٣» اما به لحاظ محتوا، ترديدى در تحريف لفظى و معنوى تورات وجود ندارد. قرآن كريم هرچند نزول كتاب (تورات) را بر موسى «٤» و نيز وجود پارهاى از اين كتاب را در تورات فعلى تأييد مىكند، «٥» تورات فعلى را محرّف مىداند. «٦» افزون بر اين، در عهد عتيق از جمله تورات، به پيامبران الهى نسبتهايى داده شده است «٧» كه دليل عقلى و نقلى آنها را مردود مىشمارد. آيا عقل و منطق حكم مىكند كه انسانهاى برانگيخته شده از سوى خداوند براى هدايت بشر و زدودن ناپاكيها و آلودگيها از جامعه بشرى، خود را به گمراهى و ناپاكى بيالايند و اعمالى از آنان سر زند كه انسانهاى صالح غير پيامبر نيز به آنها تن نمىدهند؟ قرآن كريم نيز بارها همه پيامبران الهى را به پاكى و تقوا و داشتن فضايل اخلاقى و پرهيز از هرگونه آلودگى ستوده است. «٨» نتيجهگيرى با استناد به تحريف عهد عتيق مىتوان نتيجه گرفت كه همه آنچه اين كتاب در باره جنگ و صلح به خداوند و پيامبران الهى مانند موسى، يوشع، و داوود، و پادشاهانى چون طالوت- كه