قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٣٠
علامه حلّى در مختلف الشيعه «١» معتقدند كه اموال بغات در داخل ميدان جنگ را مىتوان به غنيمت گرفت. اينان نيز افزون بر استناد به اجماع، به سيره حضرت على (ع) و رواياتى در اين باره استناد كردهاند. «٢» قائلين قول نخست به ادله قائلين اين قول پاسخ دادهاند كه درست است كه حضرت على (ع) ابتدا اموال داخل ميدان جنگِ بغات را غنيمت خواند، اما بنا بر برخى روايات «٣» پس از آن فرمان داد كه اموال به غنيمت گرفته شده را به صاحبانش برگردانند.
نويسنده جواهرالكلام ميان نصوص را اينگونه جمع مىكند كه حضرت به مسلمانان اذن داد كه اموال يادشده را به غنيمت بگيرند، سپس پس از پايان جنگ، از بيتالمال به صاحبان اين اموال غرامت داد. «٤» قائلين قول نخست همچنين اجماع ادعايى قائلين قول دوم را با اجماع ادعايى خود معارض مىدانند و درنتيجه معتقدند كه در اين تعارضات، عمومات- كه بهطور مطلق بر حرمت گرفتن غنيمت از بغات دلالت دارند- سالم مىمانند. «٥» در مقابل، قائلين قول دوم عمومات يادشده را بر روايات مقيد حمل مىكنند. «٦» قول سوم: علامه حلى در تذكره پس از نقل دو قول ياد شده، براى جمع ميان نصوص، به تفصيل قائل شده است و آن اينكه اگر بغات ذوفئهاند (داراى سازمان و تشكيلاتاند مانند قاسطين در جنگ صفين) براى تضعيف آنها و از بين بردن ريشه فسادشان مىتوان اموال آنان را به غنيمت گرفت، و اگر ذوفئه نيستند (سازمان و تشكيلات ندارند مانند ناكثين در جنگ جمل) چون هدف- كه تفرق آنها بوده- حاصل شده، نمىتوان اين اموال را به غنيمت گرفت. «٧» قول چهارم: براى جمع ميان نصوص، اين احتمال را نيز مىتوان مطرح كرد كه از اموال لشكرگاه و داخل ميدان نبرد، تنها مىتوان سلاح و تجهيزات را به غنيمت گرفت و اموال ديگر از آنِ خود بغات است و اگر از آنها گرفته شده، بايد بازگردانده شود. برخى شواهد تاريخى