قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٠٩
اين حكم فرقى نمىكند كه اخبار و اطلاعات، مربوط به نفرات و سلاح و تجهيزات دشمن باشد يا آرايش جنگى، اهداف، تحركات، محل استقرار، نقاط ضعف و قوت دشمن. همچنين فرقى نمىكند كه اطلاعات يادشده با جاسوسى به دست آيد يا با شناسايى، كمين و مراقبت، بازجويى از اسيران و مانند آن.
دليل جواز جمعآورى اطلاعات از دشمن، افزون بر عقل- كه آگاهى از وضعيت دشمن را در نبرد با او لازم مىشمارد- سيره پيامبر (ص) در جنگ با كفار و سيره حضرت على (ع) در جنگ با بغات است. با مطالعه تاريخ جنگهاى پيامبر (ص) و حضرت على (ع) مىتوان به نمونههاى بسيارى از كسب اطلاعات از دشمن دست يافت كه در اينجا به چند مورد بسنده مىكنيم. در جنگ بدر، پيامبر (ص) هم خود به كسب اطلاعات از دشمن پرداخت و هم گروهى را بدين منظور اعزام فرمود. «١» در جنگ احد نيز حُباب بن مُنْذِر بن جَموح را براى جمعآورى اخبار روانه ساخت و از او خواست كه اطلاعات جمعآورى شده را در جمع مسلمانان در اختيار او قرار ندهد، مگر تعداد دشمن اندك باشد. «٢» در جنگ احزاب هم حُذيفة بن يَمان را به ميان سپاه دشمن فرستاد تا از اوضاع آنها خبرى بياورد. «٣» همچنين حضرت على (ع) در جنگ صفين جاسوسانى در ميان دشمن داشت كه اخبار سپاهيان معاويه را به آن حضرت مىرساندند. امام على (ع) همچنين در نامههايى كه به فرماندهان سپاهش (عبدالله بن بديل، زياد بن نضر و شريح بن هانى) مىنگارد، در باره لزوم استفاده از عيون (جاسوسان) در برخورد با دشمن و توجيه آنها تأكيد مىورزد. «٤» ٤. شبيخون بيشتر فقيهان اغاره يا تبييت را- كه هردو به معناى شبيخون و شبانه تاختن بر دشمن است- جايز، اما مكروه دانستهاند. البته تصريح كردهاند كه اگر به شبيخون نياز باشد، كراهت از بين مىرود. «٥» از كلام كاشف الغطاء برمىآيد كه وى تنها در جهاد ابتدايى شبيخون را مكروه مىداند. «٦»