قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ٢٠
شهرى بود كه به دست وى و قومش فتح شد و همه مردان و زنان اعم از پير و جوان و حتى گاو و گوسفند و الاغ از دم شمشير گذشته، هلاك شدند. «١» در باب هشتم، يوشع از سوى خداوند مأمور مىشود كه با سرزمين عاى همانگونه رفتار كند كه با اريحا كرد. بنىاسرائيل با فتح عاى، دوازده هزار مرد و زن (تمامى مردم) را كشتند، بهائم و غنايم شهر را به تاراج بردند و شهر را به آتش كشيدند. «٢» يوشع با قوم جَبَعون صلح كرد و عهد بست كه آنان را زنده نگاه دارد. «٣» پادشاهان شهرهاى اورشليم، حَبْرون، يرموت، لاخيش و عَجْلون از صلح جَبَعون با بنىاسرائيل برآشفته و با تمام لشكر خود آماده جنگ با جبعون شدند. مردان جبعون از يوشع يارى خواستند و وى با تمامى مردان جنگىاش به يارى آنان شتافت. يوشع پس از شكست دادن آنان، به شهرهاى مَقِّيدَه، لِبْنَه، لاخيش، عجلون، حَبْرون و دبير حمله برد و همه ساكنان آنها را به تيغ شمشير سپرد و هلاك كرد «٤»: «پس يوشع تمامى آن زمين يعنى كوهستان و جنوب و هامون و واديها و جميع ملوك آنها را زده، كسى را باقى نگذاشت و هر ذىنَفَس را هلاك كرده، چنانكه يهوه خداى اسرائيل امر فرموده بود ... و يوشع جميع اين ملوك و زمين ايشان را در يك وقت گرفت، زيرا كه يهوه خداى اسرائيل براى اسرائيل جنگ مىكرد». «٥» يوشع همچنين به مقابله با سپاه پادشاهان شهرهاى حاصور، مادون، شِمْرون و اخْشاف- كه براى جنگ با وى بيرون آمده بودند- پرداخت و همانگونه كه خداوند فرمان داده بود، همگى را كشت، اسبهايشان را پى كرد و عرابههايشان را سوزاند. آنگاه به حاصور برگشت، و همه ساكنان آن را هلاك كرد و هيچ ذىحياتى را زنده نگذاشت و شهر را به آتش كشيد.
بنىاسرائيل تمامى بهائم و غنايم را به غارت برد». «٦» يوشع جنگهاى بسيارى كرد تا اينكه «تمامى زمين را برحسب آنچه خداوند به موسى گفته بود گرفت و يوشع آن را به بنىاسرائيل برحسب فرقهها و اسباط ايشان به ملكيّت