قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٩
در باب بيستم سفر تثنيه، خطاب به موسى آمده است: «چون به شهرى نزديك آيى تا با آن جنگ نمايى، آن را براى صلح ندا بكن. و اگر تو را جواب صلح بدهد و دروازهها را براى تو بگشايد، آنگاه تمامى قومى كه در آن يافت شوند، به تو جزيه دهند و تو را خدمت نمايند. و اگر با تو صلح نكرده، با تو جنگ نمايند پس آن را محاصره كن و چون يهوه خدايت آن را به دست تو بسپارد، جميع ذكورانش را به دم شمشير بُكش. ليكن زنان و اطفال و بهائم و آنچه در شهر باشد يعنى تمام غنيمتش را براى خود به تاراج ببر و غنايم دشمنان خود را كه يهوه خدايت به تو دهد بخور. به همه شهرهايى كه از تو بسيار دورند كه از شهرهاى اين امّتها نباشند چنين رفتار نما. امّا از شهرهاى اين امّتهايى كه يهوه خدايت تو را به ملكيّت مىدهد، هيچ ذىنفس را زنده نگذار». «١» در باب هفدهم سفر خروج، موسى به يوشع فرمان مىدهد كه مردانى را انتخاب كند و به جنگ عماليق رود. يوشع بهگونهاى كه موسى گفته بود، با عماليق مىجنگد و قوم او را شكست مىدهد. «٢» آنگاه خداوند به موسى مىگويد: «اين را براى يادگارى در كتاب بنويس و به سمع يوشع برسان كه هر آينه ذكر عماليق را از زير آسمان محو خواهيم ساخت». «٣» جنگهاى يوشع (ع) و برخى از انبيا و پادشاهان بنىاسرائيل صحيفه يوشع، نخستين كتاب پس از تورات از عهد عتيق، به شرح جنگها و فتوحات وى اختصاص دارد. در باب نخست اين صحيفه، خداوند خبر فوت موسى را به يوشع مىدهد و از او و قوم بنىاسرائيل مىخواهد كه از اردن عبور كنند و به سرزمينى كه به آنان بخشيده است، وارد شوند. خداوند در تشجيع يوشع بسيار مىكوشد و يوشع نيز قوم خود را براى انجام فرمان يهوه مهيا مىكند. «٤» بنا بر آنچه در باب ششم صحيفه يوشع آمده، اريحا نخستين