قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٨
مراد از اسرائيل به قرينه بند ١٤ باب بيستم همين سِفر، موسى است.
در باب سىويكم سِفر اعداد، خداوند به موسى فرمان مىدهد كه انتقام بنىاسرائيل را از مديانيان بگيرد. موسى از هر سبط هزار نفر و در مجموع دوازده هزار نفر انتخاب مىكند و به جنگ مىفرستد. جنگجويان همانگونه كه خداوند به موسى فرمان داده بود، مىجنگند؛ همه ذكور را مىكشند، زنان و اطفال را به اسيرى مىبرند، تمامى بهائم و مواشى و املاك را غارت مىكنند و تمامى شهرها و مساكن و قلعهها را به آتش مىكشند. آنگاه كه اسيران و غنائم را نزد موسى مىآورند، وى از اينكه همه زنان را زنده نگاه داشتهاند، خشمگين مىشود و فرمان مىدهد كه اطفال ذكور و زنان را بكشند و دختران را براى خود نگاه دارند. «١» در باب دوم سِفر تثنيه، به موسى و همراهانش خطاب مىشود كه از وادى ارنون عبور كنند و زمين سيحون امورى پادشاه حَشْبون را كه به آنان بخشيده شده، تصرف نمايند.
قاصدانى با سخنان صلحآميز نزد پادشاه رفته، از او اجازه مىخواهند تا از زمين او عبور كنند.
پادشاه اجازه نمىدهد و با تمامى قوم خود براى مقابله آماده جنگ مىشود. يهوه او را به دست بنىاسرائيل تسليم مىكند و بنىاسرائيل تمامى شهرهاى پادشاه را گرفته، مردان و زنان و اطفال آنها را هلاك مىكند و يكى را باقى نمىگذارد، امّا همه بهائم و غنائم شهرها را به غارت مىبرد. «٢» در باب سوم سفر تثنيه، بنىاسرائيل به فرمان يهوه با قوم عوج، پادشاه باشان، همان مىكند كه با قوم سيحون كرد؛ مردان و زنان و اطفال را مىكشد و تمامى بهائم و غنائم شهرها را- كه بالغ بر شصت شهر مىشد- غارت مىكند. «٣» پس از اين جنگ، موسى به يوشع مىگويد:
«هرآنچه يهوه خداى شما به اين دو پادشاه كرده است، چشمان تو ديد. پس خداوند با تمامى ممالكى كه به سوى آنها عبور مىكنى، چنين خواهد كرد. از ايشان مترسيد، زيرا كه يهوه خداى شما است كه براى شما جنگ مىكند». «٤»