قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٧٦
ميدان نبرد، هر رزمندهاى به تشخيص و خواست خود عمل كند، از پيش، شكست و نابودى خود و ديگران را با دست خود رقم زده است.
دليل ديگر، سيره معصومان (ع) است. پيامبر (ص) هرگاه سريهاى را براى نبرد اعزام مىكرد، فرماندهاى بر آنان مىگماشت. حضرت گاه چند فرمانده انتخاب مىنمود تا درصورت شهادت يكى، ديگرى اميرى و فرماندهى كند. در سريّه موته، پيامبر (ص) زيد بن حارثه را به فرماندهى منصوب كرد و فرمود: «اگر زيد به شهادت رسد، جعفربن ابىطالب فرماندهى خواهد داشت، و اگر او هم به شهادت رسد، عبداللّهبن رواحه امير سريّه خواهد بود». «١» بديهى است چنانكه اطاعت از پيامبر (ص) واجب بود، اطاعت از فرماندهان منصوب از جانب او نيز واجب بود. امام على (ع) نيز آنگاه كه فرماندهاى انتخاب و نصب مىكرد، مجاهدان را به اطاعت از او فرا مىخواند. حضرت در نامهاى به دو تن از فرماندهانش مىنويسد: «مالك بن حارث اشتر را بر شما و كسانى كه تحت فرمان شما هستند، فرمانروا كردم، به سخنش گوش دهيد و وى را فرمان بريد». «٢» همچنين براى اثبات وجوب اطاعت از فرمانده مىتوان به آيه ١٥٢ سوره آل عمران استناد كرد. در اين آيه كه در باره جنگ احُد است، نافرمانى برخى از مسلمانان، از عوامل شكست آنان در اين جنگ پس از پيروزيهاى اوليه تلقى شده است و از اينكه خداوند از اين مسلمانان درمىگذرد (وَلَقَدْ عَفا عَنْكُمْ)، معلوم مىشود اين نافرمانى گناه بوده و استحقاق عذاب را داشته است. گناه و به دنبال آن عذاب نيز معلول ارتكاب فعل حرام است. از اينرو، نافرمانى مجاهدان عملى حرام و مقابل آن، اطاعت از فرمان فرمانده واجب است. مراد از نافرمانى يادشده، سرپيچى گروهى از محافظان تنگه كوه «عينين» از دستور پيامبر (ص) و فرمانده منصوبشده از جانب حضرت، عبدالله بن جبير، و رها كردن مأموريت خود به قصد جمع كردن غنيمت است. «٣»