قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٦٨
اينك پس از پايان يافتن بحث اذن امام عادل، اين پرسش مطرح است كه آيا قدرت و تمكن چنان كه در وجوب جهاد ابتدايى شرط است، در وجوب دفاع نيز شرط است؟ در پاسخ بايد گفت: قدرت در دفاع نيز شرط است، امّا نه به معنايى كه در جهاد ابتدايى شرط است. در جهاد ابتدايى، قدرت به معناى توانايى پيروزى و تسلط بر دشمن و يا واداشتن او به پذيرش خواستههاى مسلمانان است، امّا در دفاع، قدرت به معناى توانايى دفع تجاوز و جلوگيرى از اذيت و آزار دشمن است. «١» مفهوم و گستره قدرت در دفاع، وسيعتر از مفهوم و گستره آن در جهاد ابتدايى است.
گستره واجب نبودن دفاع، تعذّر و محال بودن آن است، بدين معنا كه به هنگام هجوم دشمن، هر اندازه كه توانايى براى دفاع هست، دفاع نيز واجب است و به هر وسيله ممكن بايد در برابر دشمن متجاوز ايستاد و نگذاشت كه دشمن به هدفهاى خود برسد. قدرت بدين معنا داراى مراتب است. هر مرتبهاى از آن كه موجود باشد، به همان اندازه دفاع واجب است، مگر اينكه هيچ مرتبهاى از قدرت موجود نباشد كه اين اگر محال نباشد، دست كم بسيار بعيد است. «٢» در دفاع، تحصيل قدرت و توانايى و تهيه ابزار و ادوات جنگى و حفظ آمادگى رزمى تا آنجا كه ممكن است، واجب است؛ چنان كه قرآن كريم مىفرمايد:
و براى [كارزار با] آنها آنچه مىتوانيد نيرو و اسبان بسته [و زين كرده] آماده سازيد تا بدين وسيله، دشمن خدا و دشمن خودتان و ديگران جز اينان را كه شما نمىشناسيد- خدا آنها را مىشناسد- بترسانيد. «٣» بنا بر اين آيه، مسلمانان براى دفاع از حقوق خود و كيان اسلامى بايد هر چه در توان دارند فراهم سازند و همواره آماده باشند. نتيجه اين قدرتنمايى، ترسيدن دشمن از سركوب