قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٥٨
جهاد از باب رخصت است نه عزيمت، زيرا دو آيه مذكور تنها وجوب را نفى مىكنند نه جواز را. به سخن ديگر، در اين آيات آمده است كه بر اين افراد ايراد و گناهى نيست كه در جهاد شركت نكنند، نه اينكه جايز نيست شركت كنند. «١» اگر براى واجب نبودن جهاد به قاعده «نفى عسر و حرج» استناد شود، «٢» در اينكه آيا در موارد حرجى، اين قاعده تنها الزام را برمىدارد يا افزون بر آن، جواز را نيز منتفى مىكند، اختلاف نظر است. «٣» ٥- ٣. توانايى مالى ديگر شرط وجوب جهاد ابتدايى بر افراد، توانايى و استطاعت مالى است. استطاعت مالى به اين است كه فرد توانايى تهيه مركب، سلاح و تجهيزات مورد نياز و نيز قدرت تأمين نفقه خانواده خود را در مدت حضور در جنگ دارا باشد. بنابراين، جهاد بر كسى كه چنين توانايى مالىاى ندارد، واجب نيست. دليل شرط بودن توانايى مالى، آيات ذيل است:
آيه نخست:
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاء وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ ... «٤» آيه دوم:
وَ لا عَلَى الَّذينَ إِذا ما أَتَوكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عليه ... «٥» مراد از «الذين لا يجدون ما ينفقون» در آيه نخست، افرادىاند كه به دليل ناتوانى مالى، توان شركت در جهاد را ندارند «٦» و اين مفهوم عامى است كه همه مواردى را كه يك رزمنده به دليل نداشتن توانايى مالى نمىتواند در جهاد ابتدايى شركت كند، شامل مىشود؛ گرچه در آيه دوم به يكى از مصداقهاى آن يعنى نداشتن مركب براى عزيمت به جنگ اشاره شده است.