قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٥٧
آيه نخست:
بر ضعيفان و بيماران و آنان كه وسيلهاى براى انفاق ندارند، ايرادى نيست [كه در جنگ شركت نجويند] هرگاه براى خدا و رسولش خيرخواهى كنند. «١» آيه دوم:
بر نابينا و لنگ و بيمار گناهى نيست [اگر در جهاد شركت نكنند] و هر كس خدا و رسولش را اطاعت كند، او را در باغها [ى بهشت] وارد مىكند كه نهرها از زير [درختان] آن جارى است و آن كس كه سرپيچى كند، او را به عذاب دردناكى گرفتار مىسازد. «٢» بر اساس اين آيات، بر كسانى كه توان جسمى ندارند- مانند شخص پير و فرتوت- يا به بيمارى مبتلايند و يا نابينا و لنگاند، جهاد واجب نيست.
بيشتر فقيهان در صورتى اين عناوين چهارگانه را موجب معافيّت فرد از جهاد دانستهاند كه توان او را براى شركت در جهاد بازگيرد يا جهاد را برايش بسيار مشكل كند. به سخن ديگر، افراد مذكور در صورتى از جهاد معافاند كه نتوانند بجنگند يا به مشقّتى كه معمولًا تحملناپذير است، دچار شوند. از اين سخن فقيهان استفاده مىشود كه ملاك واجب نبودن جهاد، عجز عرفى است.
نكتهاى كه در اينجا ذكرش بايسته است، اين است كه ناتوانى و عجز عرفى به مواردى كه فقيهان بيان كردهاند، منحصر نيست، بلكه موارد مذكور تنها شمارى از مصداقهاى آناند.
مصداقهاى ناتوانى به لحاظ شرايط زمانى و جنگهايى كه رخ مىدهد و سلاح و تجهيزاتى كه به كار گرفته مىشود، متفاوت است. گاه موردى در زمانى مصداق ناتوانى است كه در زمانى ديگر نيست. «٣» اينك پرسش اين است كه در مواردى كه جهاد مشقّت فراوان دارد و بر افراد ناتوان واجب نيست، آيا شركت افراد ناتوان در جهاد جايز است يا نه؟ در پاسخ مىتوان گفت: از دو آيهاى كه بر واجب نبودن جهاد بر اين افراد دلالت دارد، استفاده مىشود كه شركت نكردن آنان در