قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٤٨
دعوت به ادلّهاى چند استناد جستهاند:
دليل اوّل: خداوند متعال در قرآن كريم مىفرمايد:
اگر ما آنان را پيش از آن [كه قرآن نازل شود] با عذابى هلاك مىكرديم [در قيامت] مىگفتند:
پروردگارا! چرا پيامبرى براى ما نفرستادى تا از آيات تو پيروى كنيم، پيش از آنكه ذليل و رسوا شويم. «١» بر اساس دلالت اين آيه، سنّت الهى به منظور اتمام حجّت در دنيا و قطع عذر در آخرت اين است كه پيش از فرستادن پيامبر و ابلاغ آيات الهى، كسى عذاب نشود. اگر كفّار بدون دعوت به اسلام مورد هجوم قرار گيرند و كشته شوند، در آخرت مىتوانند عذر آورند كه اگر دين اسلام به ما عرضه مىشد، مىپذيرفتيم. بنابراين، براى اتمام حجّت با كافران و قطع عذر آنان، لازم است پيش از جهاد، به اسلام دعوت شوند. «٢» دليل دوم: پيامبر اكرم (ص) هنگام فرستادن امام على (ع) به يمن فرمود:
اى على! هرگز با كسى جنگ مكن مگر اينكه او را به اسلام بخوانى. به خدا سوگند كه اگر خداوند متعال يك نفر را به دست تو هدايت كند، از هر آنچه خورشيد بر آن مىتابد و غروب مىكند، برايت بهتر است. «٣» در اين روايت، پيامبر اكرم (ص) از جهاد با دشمن پيش از دعوت به اسلام نهى فرموده است و نهى دليل حرمت است.
در باره دعوت بيان چند نكته لازم است:
نكته اول: دعوت براى كفّارى واجب است كه پيام دين اسلام و دعوت اسلامى بدانان نرسيده باشد. بنابراين، جهاد با كفّارى كه دعوت شدهاند، بدون دعوت دوباره مشروع است.
ليكن چون هدف اسلام سعادت انسان است، دعوت دوباره كفّار نيز نيكو و مستحب است. «٤» البته فقيهان اهل سنت در اين باره اختلاف نظر دارند. «٥»