قوانين و مقررات جنگ و صلح در اسلام - تقی زاده اکبری، علی - الصفحة ١٣٠
بر ضد ما دست به سلاح نبريد، شما را از بيتالمال محروم نمىكنيم. مؤيد اينكه خروج از قلمرو نفوذ شرط مستقلى نيست، اين است كه بسيارى از فقيهان آن را ذكر نكردهاند.
٣- ١. تأويل و شبهه باطل سه فقيه يادشده همچنين گفتهاند كه جدا شدن از امام عادل بايد بنا بر تأويل و توجيهى باشد كه از نظر كنارهگيران درست است. بنابراين، اگر جدا شدن و خروجشان از قلمرو نفوذ امام عادل بدون تأويل و توجيه صورت گيرد، محارب خواهند بود. «١» مراد از تأويل، شبهه و برداشت نادرستى است كه افراد به استناد آن مىپندارند كه بايد بر ضد امام عادل خروج كنند مانند خوارج كه با برداشت نادرست از آيه شريفه «إنْ الْحُكْمُ إلَّا لِلَّه» گمان مىكردند كه نبايد در دين خدا حَكَم قرار داد و با اين شبهه بر ضد امام على (ع) خروج كردند.
بسيارى از فقيهان تأويل را از شروط تحقق بغى نشمردهاند. محمد حسن نجفى در جواهر الكلام بر آن است كه نه تنها دليلى بر اين شرط نيافته، بلكه سيره امام على (ع) با اهل جمل (ناكثين) و اهل صفين (قاسطين) خلاف آن است. وى با اين استدلال كه به يقين ناكثين و قاسطين از بغات بودند و شبههاى هم نداشتند، نتيجه مىگيرد كه تأويل و شبهه در تحقق بغى شرط نيست. «٢» در فقه اهل سنت نيز فقيهان مالكى، شافعى و حنبلى، تأويل جايز را از شروط تحقق بغى دانستهاند. «٣» افزون بر شروط يادشده، فقيهان شافعى وجود مطاع (فرماندهاى كه فرمانش نافذ است) را در ميان خروج كنندگان شرط تحقق بغى مىدانند «٤» كه فقيهان شيعى آن را نپذيرفتهاند. «٥» ٢. ادلّه فقهى جنگ با بغات جنگ با بغات- همچون جهاد ابتدايى و دفاعى- واجب كفايى است، يعنى با حضور نفرات مورد نياز از ديگران ساقط مىشود، مگر اينكه امام عادل يا منصوب از جانب او، حضور افرادى خاص يا همه را لازم بداند كه در اين صورت واجب عينى است. «٦»