فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٧ - بخش اول كليات
٣. آنهايى كه قدرت و امكان انجام فرايض را در اين سرزمينها نداشته، امّا به دليل بيمارى يا مسائل ديگر قادر به مهاجرت نيستند.
صاحب جواهر معتقد است كه هجرت براى دسته اول واجب، براى دسته دوم مستحب و در مورد دسته سوم نه واجب و نه مستحب است.
جمعى از فقها گفتهاند: وجوب هجرت در زمان حضرت پيامبر (ص) بود، ولى اكنون ديگر هجرت واجب نمىباشد. آنان به اين حديث نبوى (ص) كه مىفرمود: لاهجرت بعد الفتح (مكه) استناد مىكنند، ولى ظاهراً اين روايت به آن جهت موضوع هجرت با (فتح مكه) از بينرفته وارد شده، نه آنكه خود هجرت مورد نظر باشد.
شهيد اول در بحث هجرت از دارالكفر به دارالاسلام، مسأله دارالايمان (سرزمينى كه در اختيار شيعيان است) و دارالاسلام (سرزمينى كه در اختيار اهل سنت است) را مورد توجه قرارداده است، و سؤال مىكند كه آيا مهاجرت از دارالاسلام به دارالايمان واجب است يا نه؟ صاحب جواهر معتقد است اين امر مشروط به حضور امام است، ولى اگر تقيه لازم بود، بايد به تقيه عمل نمايند.
صاحب جواهر در توضيح و تبيين شرط هجرت (عدم امكان اقامه شعائر) مىفرمايد:
ظاهراً منظور آن است كه مسلمان در تعرض، اذيت و آزار باشد، بهطورى كه در انجام و اداى واجبات و مستحبات دچار اشكال گردد. ولى معتقد است اگر مسلمانى حتى به صورت مخفيانه قادر به انجام فرايض خود باشد، باز هجرت از دارالكفر بر او واجب است.
مبحث دهم: راهحلهاى سياسى و استفاده از ديپلماسى
از بررسى مجموع برخوردها و رفتار سياسى پيامبر اسلام (ص) چنين استفاده مىشود كه توسل به مذاكره و ساير شيوه هاى ديپلماتيك در عين اينكه مىتواند بسيارى ازمشكلات واختلافات را درروابط خارجى ملتها حل وبه روابط حسنه و همكارىهاى دوجانبه وتبادل نظر تبديل نمايد، اصولاً خود راهى درجهت اجتناب ازجنگ ويرانگر وشيوه هاى ديگر مخاصمات مىباشد كه معمولاً نه تنها به حل مشكلات واختلافات فيما بين نمىانجامد بلكه آنرا به نحوى نيز تشديد مىكند.