فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٠ - بخش اول كليات
عوامل شيطانى در اسلام نشاندهنده تصويرى مقدس از جهاد در ديدگاه اسلامى است. در انديشه اسلامى جهاد نه وسيله است براى انتقامجويى و ابراز غرائز حيوانى و نه نشانهاى از خوى درندگى و ويرانگرى، بلكه جهاد راهى الهى و تلاشى است مقدس براى راه يافتن به آرمانهاى خدايى و انسانى كه با هيچ راه صلحجويانه و انساندوستانه بدان ره نتوان يافت.
امام (ع) اين حقيقت را در يكى از گفتارهاى خود در زمينه انگيزههاى جنگ صفين چنين بيان مىنمايد.
«فتداكوا على تداك الابل الهيم يوم وردها، قد ارسلها راعيها، و خلعت مثانيها، حتى ظننت انهم قاتلى، او بعضهم قاتل بعض لدى. و قد قلبت هذا الامر بطنه و ظهره حتى منعنى النوم، فما وجدتنى يسعنى الا قتالهم، أو الجحود بما جاء به محمد (صلى الله عليه و آله) فكانت معالجة القتال أهون على من معالجة العقاب، و موتات الدنيا اهون على من موتات الآخرة».
[١]«پس مردم چون خيل شتران تشنهاى كه ساربانشان واگذاشته و بند افسارشان گسسته باشد بهسان دمى كه به آبشخور هجوم مىبرند، مرا برگرفتند، چندان كه پنداشتم مرا مىكشند يا در برابر من يكديگر را خواهند كشت. زير و بم اين امر را چندان وارسى كردم كه مرا از خفتن بازمىداشت. سرانجام پى بردم كه يا بايد به پيكار برخيزم يا آيين محمد (ص) را منكر شوم. و در نزد من رنج پيكار از درد عتاب سبكتر مىآمد و مرگهاى دنيا از مرگهاى آخرت آسانتر.»
و در جاى ديگر مىگويد:
«و لعمرى ما على من قتال من خالف الحق و خابط الغى، من ادهان و لا ايهان»
. [٢]«به زندگىام سوگند من نه آنم كه از پيكار با حق ستيزان و فساد آميزان از در سازش درآيم يا سستى ورزم».
جنگ بايد متكى بر آرمان سياسى و مكتبى باشد، نه گرايشها و عواطف شخصى. هرگاه براى جنگ انگيزههاى احساسى و شخصى فراهم آمد، اما آرمان سياسى و مكتبى در ميان نبود، بايد از صلح و بىطرفى جانبدارى نمود و جنگ را كنار گذاشت.
برجستهترين نمود اين نگرش امام (ع) در توصيه او به يارانش و ديگران درباره برخورد با خوارج پس از او ديده مىشود:
[١] . نهج البلاغه، خ ٥٤.
[٢] . نهج البلاغه، خ ٢٤.