فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨٢
ضعيف مىتوان ديد كه از ذخيرهسازى توانها براى مقابله با دشمن ناشى مىگردد.
معمولاً نظم، همدردى، شجاعت، از خودگذشتگى، فداكارى، تفكر جمعى، حسن تعاون، مشاركت جمعى، رعايت حقوق ديگران و گرايش به عدالتخواهى از آثار عمومى جنگها - عليرغم تنوع ماهيت و اهداف آنها - به شمار مىرود.
صحنههايى از اين نوع ارتقاء فرهنگى و حاكميت اصول معنوى را در بسيارى از جنگها و از آن جمله در قلمرو وسيع دو جنگ جهانى در ميان تودههاى وسيع مردم رنجديده و پاكباخته مىتوان مشاهده نمود، چنانكه مظاهر شكوهمند و واقعى اين نوع ريشه فرهنگى و معنوى در سطح ملى در دوران جنگ تحميلى در كشور اسلامى ايران در حد تحسين برانگيز بود كه در دو كلمه پرمعناى ايثار و شهادت خلاصه مىشد و با دنيايى از صفا، عرفان، خداجويى، عشق به اسلام، شعائر دين، زيباترين جلوههاى فضايل انسانى، قداست و معنويت همراه بود، در طول هشت سال دفاع مقدس رابطه مردم با جبههها و حضور فعال جوانان در خطوط مقدم دفاع مقدس و كمكهاى بىدريغ مردمى كه خود در شرايط محاصره اقتصادى دوران جنگ به آنچه كه ايثار مىكردند سخت نيازمند بودند و عواطف پاك مادران و پدرانى كه عزيزانشان را تقديم اسلام و دفاع از ميهن اسلاميشان مىنمودند و بالاخره آن همه همياريها، همدليها، شور و عشق به راه شهيدان بويژه شهداى راه كربلاى حسينى، الگوسازيها از حماسه عاشورا، رهايى از دلبستگيهاى مادى، دلدادگى به امام خمينى رهبر كبير انقلاب (قدس سره) همه و همه از خصلت جهادى اين دفاع ميليونى ملت ايران در برابر تجاوز سازمان يافته استكبارى بر عليه اسلام و اين كشور اسلامى بود و در حقيقت پس از دوران پيروزى انقلاب كه تحول فرهنگى معنوى ناشى از ريشههاى انقلاب اسلامى، ملت ايران را به حال و هواى معنوى و جوى آكنده از ريشه فرهنگى سوق داد، يكبار ديگر روند جنگ تحميلى تكرار شد و فضاى كشور غرق در معنويت و آكنده از مناسبات پاك فرهنگى و عواطف رقيق مذهبى گرديد و آرمان گرايى در ايثار و شهادت جاى گرايشها، تمايلات مادى، تضاربها، بىصداقتيها، رقابتهاى ناسالم و مناسبات سودجويانه اجتماعى را پركرد و از قشر جوان و نوجوان كشور نسلى نمونه ساخت.
اين پديده بزرگ را به حق مىتوان پس از پيروزى انقلاب اسلامى به عنوان دومين معجزه رهبرى امام خمينى (ره) در قرن حاضر تلقى كرد.