فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٥
«و أراد من لوشئت ذكرت اسمه مثل الذى أرادوا من الشهاده، و لكن آجالهم عجلت و منيته أجلت».
[١]«بود كسى كه اگر مىخواستم نامش را بر زبان مىراندم، آرزوى مشابه شهدايى چون حمزه و جعفر به دل داشت ولى شهادت زودتر نصيب آنان شد و مرگ او به تأخير افتاد».
امام با تأسف دردآلودى از جدايىاش از برادرانى سخن مىگويد كه در راه حق بشرف شهادت نائل آمدند:
«أين اخوانى الذين ركبوا الطريق، و مضوا على الحق؟ أين عمار؟ و أين ابنالتيهان؟ أين ذو الشهادتين؟ و أين نظراؤهم من أخوانهم الذين تعاقدوا على المنية».
[٢]«كجايند آن برادرانى كه در خط رسالت و راه هدايت، استوار پيش رفتند و راه بر محور حق پيمودند. كجاست عمار، كجاست مالك بر تيهان، كجاست خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين و كجايند همرزمانشان كه بر مرگ سرخ همپيمان شدند».
٤. زنده كردن خاطره شهادت عزيزان مىتواند دلايل مختلف داشته باشد كه از عمدهترين آنهاست:
الف -
حماسه شهيدان، بزرگترين خاطرهايست كه براى همرزمان و همسنگرانشان هرگز فراموش شدنى نيست.
ب -
ياد شهيدان كمترين بزرگداشتى از فداكاريها و جانبازيهاى اين زنده يادان هميشه زنده است.
ج -
ياد شهيدان همواره باعث جوشش خونهاى پاكشان و عامل تداوم راهشان و تبديل شهيد براه شهيد است.
د -
عمدهترين فلسفه و ارزش ياد شهيدان اينست كه يادآور مسؤوليت ما در برابر خون شهيدان و آرمانهاى مقدسشان در پيكار بر عليه باطل، ستم و فساد مىباشد. شهادت راه حسين رفتن است و با ياد شهيدان و از خون پاكشان بىتفاوت گذشتن خيانتى است نابخشودنى و زير پا گذاردن همه ارزشها و هدفهاى مقدسى است كه به خاطرش شهيدان جان باختهاند.
٥. مواطن صبر و مواطن شكر دو موقعيت متفاوت در برخورد با رويدادهايى است كه در
[١] . همان.
[٢] . همان، خ ١٨٢.