فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٩٥ - بخش اول كليات
به نظر مىرسد مفاد آيه در باره نهى از ركون در موارد زير غير قابل ترديد است:
الف -
كسب قدرت سياسى، اقتصادى و نظامى از دشمنان متجاوز به نحوى كه موجب سلب استقلال شده و بقاى جامعه اسلامى متكى به قدرت ظالمان باشد. در اين مورد همه «بيگانگان در دين» يكسانند، بلكه مىتوان گفت: اين حكم شامل مسلمان متجاوز نيز مىشود.
ب -
اتكا نمودن به قدرت متجاوزان و ظالمان بجاى روى پا خودى ايستادن، هر چند كه بالفعل كمكى از آنان به جامعه اسلامى نرسيده، ولى موجوديت جامعه اسلامى وابسته به بيگانگان باشد.
ج -
استمداد از «بيگانگان در دين» در حالى كه اعتمادى به آنان نيست و بيم خيانت، فريب و پشيمانى مىرود، هرچند كه اين استمداد به نحوى باشد كه به استقلال جامعه اسلامى لطمهاى وارد نياورد.
بجز موارد سهگانه فوقالذكر بويژه در جايى كه استمداد از ظالمان متجاوز موجب سلب استقلال نشده و پشيمانى نيز به دنبال نداشته و تضمينهاى لازم براى جلوگيرى از خيانت و خدعه پيشبينى شده باشد، اثبات حرمت به استناد آيه نفى ركون خالى از اشكال نمىباشد.
حتى در مورد سوم از موارد سه گانه نيز مىتوان مناقشه كرد كه ممنوع بودن استمداد در شرايط آن مورد، به دليل ركون به ظالمان نيست، بلكه به خاطر بىفايده بودن چنين استمداد و مضرّ بودن آن است كه نهايتاً آتش پشيمانى به دنبال دارد و ركون آن گونه كه در كتب لغت و تفسير و موارد [١] مشابه آمده بايد به معنايى تفسير شود كه در آن مفهوم ركنيت حفظ شود.
ركن به معنى استوانه و پايههاست و به چيزى اطلاق مىشود كه موجوديت ديگرى بر آن استوار باشد به نحوى كه با زوال آن ركن، موجود وابسته به آن نيز زوال پذيرد يا تخريب شود.
بنابراين معنى، تنها دو مورد از سه صورت مذكور مىتواند مصداق آيه تلقى گردد.
از سوى ديگر از ظاهر تعليل در آيه چنين به نظر مىرسد كه حكم در آيه جنبه تعبدى نداشته و از باب ارشاد مىباشد. به اين معنى كه به جامعهاسلامى توجيه شده از كارى كه
[١] . در دنباله همين بحث نظريات صاحبنظران لغوى را مانند نويسندگان: صحاح اللغه، لسان العرب، مفردات، مصباح المنير، نقطه و نقطه نظر بعضى از مفسران را مطالعه خواهيد نمود.