فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٩٩
مىماند، توسل به اسلحه را تنها راه علاج اين مشكل مىشمارد. در چنين شرايطى است كه بهترين علاج باطل و راه يارى حق توسل به اسلحه است. امام باطل را يك بيمارى، كه شفايش گاه فقط با دارو و چاقوى جراحى اسلام ممكن است، تلقى مىفرمايد.
٢. گاه دشمن حق و حاميان باطل در ارزيابى نيروى خود دچار آن چنان اشتباهى مىشوند كه غرور و مستى حاصل از آن موجب مرگ زودرس آنها و سرنگونى سريعشان درگورى مىشود كه بهدست خود كندهاند. ناكثين با چنين اشتباهى در اندك مدت، خود را به نابودى كشاندند.
٣. تهديد وقتى مىتواند مؤثر باشد و انعطافى در جهت منافع و مقاصد تهديد كننده، ايجاد كند كه تهديد شونده در يك پايگاه اعتقادى قاطع و جازم، موضع نگرفته باشد. اما آنجا كه مؤمن در موضع استوار يقين به دور از هرگونه شك و ترديد قرار گرفته باشد، اگر تهديدها و ضربههاى ثبات بخش كه او در موضع حق است وى از سقوط به نااميدى و تحليل رفتن نيروهايش نجات خواهد داد.
«و قيل له باى شىء غلبت الأقران؟ فقال (ع): ما لقيت رجلاً الا اعاننى على نفسه»
. [١]«از امام سؤال شد: به چه وسيله بر همتايان خود پيروز شدى؟ فرمود: من هرگز با مردى رودررو نشدم مگر آنكه خود، مرا در مغلوب شدنش يارى نمود».
شيوه برخورد امام با دشمن از همان نخستين روزهاى درگيرى اسلام با دشمنان مهاجم در بدر و نحوه عمليات تهاجمى امام در كليه صحنههاى نبرد، چه در جنگهاى تن به تن و چه در تهاجمهاى دسته جمعى، كه همواره با پيروزى همراه بوده است اين سؤال را براى ناظران آن صحنهها و آنها كه با سوابق درخشان نظامى امام بر رقبا آشنا بودند مطرح كرده است كه امام چگونه در همه صحنهها پيروز مىشد. اين جمله پاسخ اين سؤال مىباشد.
١. سيد رضى گرد آورنده نهج البلاغه در ذيل اين سخن امام مىگويد: «پاسخ امام اشاره به نفوذ قدرت و تأثير هيبت و شخصيت امام بر دل و روحيه دشمن رقيب بود، كه موجب شكسته شدن مقاومت او و از بين رفتن روحيهاش مىگرديد».
دقت در كلام امام كه موقعيت رقيب را زمينهساز پيروزى امام و شكست او معرفى مىكند، نشان مىدهد كه نظر امام بيشتر به ضعف روحيه و موقعيت دشمن است تا نفوذ
[١] . نهج البلاغه، حكمت ٣١٨.