فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٧ - بخش اول كليات
(وَ مٰا كٰانَ اَلنّٰاسُ إِلاّٰ أُمَّةً وٰاحِدَةً فَاخْتَلَفُوا).١
«مردم همه جز امت واحدى بيش نبودند كه اختلاف در ميانشان پديد آمد».
وحدتى كه قرآن به عنوان حالت نخستين جامعه بشرى از آن سخن مىگويد هرگز با اختلافى كه در ميان انسانها رخ داد منافات نداشته است. زيرا اختلاف از آنجا ناشى شد كه انسانها فطرت همگون، احساسات، ادراكات و غرايز مشابه خود را براى استفاده از دنياى خارج به كار انداختند ولى همه آن چيزهايى كه مورد استفاده انسانها قرار گرفتند همگون و مشابه نبودند. بدين ترتيب تفاوتها ظهور نمود و تصادمها، تضادها و اختلافها آشكار گرديد.
اين اختلاف كه زمينه نياز به هدايت الهى و ضرورت بعثت انبيا را فراهم آورد در حقيقت يك اختلاف مادى بود و از رابطه زندگى تدبيرى انسان با امكانات و نيروهاى موجود در محيط زندگى اجتماعى نشأت گرفت و از طريق وحى الهى، انبيا با ابلاغ شريعت و قانون الهى راهحل چنين اختلافى نشان دادند.
قرآن به جز اين اختلاف از نوع ديگرى اختلاف نيز سخن گفته است:
(وَ مَا اِخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ اَلَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مٰا جٰاءَتْهُمُ اَلْبَيِّنٰاتُ بَغْياً بَيْنَهُمْ فَهَدَى الله اَلَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اِخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ اَلْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ الله يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ إِلىٰ صِرٰاطٍ مُسْتَقِيمٍ). [٢]
«همانا كه از دين بهرهمند شدند به خاطر ظلم و تجاوز و در دين دچار اختلاف شدند، خداوند آنها را كه ايمان آورده بودند به حقى كه به اذن خدا اختلاف كرده بودند هدايت نمود؛ خداوند هر كس را كه بخواهد به راه مستقيم هدايت مىكند».
اين اختلاف گرچه از همان عواملى كه اختلاف نخستين را به وجود آورد نشأت گرفت ولى مورد اختلاف همان دين و شريعت بود كه براى رفع اختلاف نخستين به بشر عرضه شده بود.
اين بار هم ظلم و تجاوز اختلاف ديگرى را به وجود آورد و اين اختلاف كه مىتوان از آن به اختلاف معنوى تعبير كرد موجب نياز به تداوم رسالت انبيا و تكامل تدريجى شرايع الهى گرديد. [٣]
در مرحله سوم، تنازع و تضاد بهطور اجتناب ناپذيرى پا به صحنه زندگى اجتماعى بشر
[١] . يونس، آيه ١٩.
[٢] . بقره، آيه ٢١٣.
[٣] . رك: تفسير الميزان، ج ٢ ص ١٢٦-١٢١.