فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٧ - بخش اول كليات
و مخاصمات نظامى، انگيزه و قصد طرفهاى درگير، نتايج اقدامات مسلحانه انجام گرفته و ابزار به كار گرفته شده در مخاصمات مسلحانه اشاره نمود كه به لحاظ هر كدام مىتوان تعريف خاصى از جنگ ارائه داد و يا هر كدام از عناصر مادى و يا معنوى مؤثر در ماهيت درگيريهاى مسلحانه را پررنگ و كمرنگ نمود و بىشك حاصل اين تعريفها تأثير متفاوتى در مسؤوليتهاى ناشى از جنگ به همراه خواهد داشت كه خود موجب ابهامات زيادى خواهد بود. [١]
اينك عمدهترين نظرات در زمينه عوامل و ريشههاى پديده جنگ را مورد بررسى قرار مىدهيم:
١. جنگ ريشه همه چيز است
هراكليت فيلسوف يونان باستان معتقد بوده است كه جنگ ريشه همه حوادث است از بعضى از انسانها خدايانى مىسازد و از برخى ديگر بردگان و يا مردان آزاد. [٢]
از ذكر مثال معلوم مىشود كه اين نظريه، بيشتر در رابطه با ديد جامعه شناسى سياسى است و نشانگر نقش عظيم جنگ در زندگى اجتماعى بشرى مىباشد.
اين نظريه گرچه بر حسب ظاهر با بحث ما در زمينه علل جنگ ارتباط چندانى ندارد. زيرا بر اساس اين نظريه جنگ در مقام يك علت مطرح است نه در مقام معلول ولى از اين نظر مىتوان آنرا به عنوان يك ديدگاه در بررسى ريشههاى جنگ تلقى نمود كه بر اساس اين نظريه، از آنجا كه جنگ ريشه همه چيز است مىتوان چنين نتيجه گرفت كه جنگ براى همه چيز لازم است و ريشه جنگ را بايد در عمق نيازهاى زندگى بشر جستجو نمود و بشر براى رسيدن به همه چيز ناگزير بايد از گذرگاه جنگ بگذرد.
اين نتيجهگيرى وقتى درست است كه معنى سخن هراكليت آن نباشد كه جنگ ريشه همه چيزهايى است كه هست، نه همه چيزى كه بايد باشد. اگر وى براى رسيدن به چيزى كه نيست ولى بايد باشد راه ديگرى غير از جنگ را قائل باشد نتيجهگيرى ما از سخن هراكليت در اين
[١] . رك: شارل روسو، حقوق مخاصمات مسلحانه، ج ١ ص ١٠، م دكتر سيد على هنجنى.
[٢] . رك: دكتر س. جليلى، مقاله نظريه اجتناب ناپذيرى جنگها، نشريه مركز مطالعات عالى بينالمللى، شماره دهم ص ١٠٦.