فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٩ - بخش اول كليات
سيطره بر اشخاص و زن و فرزند و احشام آنها بزور متوسل شود. و حالت دوم باعث مىشود آدمى براى دفاع از خود و حفظ امنيت جان و مال، از قوه قهريه استفاده كند و حالت سوم هم براى نامآورى و احراز مقام و شأن انسانزا وادار به تاختن به همنوع خود مىكند و عدم اعتماد او به پايدارى قدرت فعلى و حفظ شرايط مطلوب او را مجبور مىكند تا زور را هميشه به كار گيرد. [١]
با اين نگرش براى كنترل انگيزههاى روانى اصلى بايد از اين اصول تربيت، سود جست تا رفتار انسانها عليرغم انگيزههاى روانى در جهت زندگى مطلوب هدايت شود.
ج - از نقطه روانكاوى:
نقش عامل جنسيت در رقابتها و درگيريها بر اساس نظريه فرويد عامل تعيين كننده تلقى شده و در هر جنگى ردپايى از اين عامل پىجويى و كشف شده است.
[٣] . جنگ مولّد سياست است
سياست ابزار حكومت و جنگ هنر سياست است و نيل به اهداف سياسى با هنر جنگ امكانپذير است. صحّت استناد اين سخن نقل افلاطون و ارسطوست. [٢] از موضوع بحث ما خارج است ولى رابطه جنگ و سياست كه در نقطه نظرهاى بسيارى از متفكران و فلاسفه سياسى مورد تأكيد قرار گرفته بيانگر نظريهاى است كه بر اساس آن بايد ريشه جنگ را در سياست جستجو نمود. هگل در فلسفه تاريخ با ذكر مثالهاى بسيار به اين نتيجه رسيده است كه سياست جنگها را بر مىانگيزد و ارتشها مجرى جنگها هستند.٣
اين تحليل به گونههاى متفاوتى مطرح شده كه اهم آن به قرار زير است:
الف -
ريشه جنگ، قدرتطلبى و اعمال قدرت است و سياست در حقيقت تصويرى است كه ابزار قدرت را ترسيم مىنمايد. به اعتقاد برتراند راسل قوانين حركت جامعه اصولى هستند كه فقط از روى مفهوم قدرت به معنى اعم تعريف مىگردد. به همان ترتيب كه در علم فيزيك انرژى عامل اساسى و مولد اصلى پديدههاست، قدرت و سيادتطلبى هم مانند انرژى داراى صور گوناگون است: تحول، ارتش، جنگى، قدرتهاى نظامى، قوه تحميل بر
[١] . رك: و. ت. جونز، خداوندان انديشه سياسى، م على رامين، ج ٢ قسمت اول ص ١٢٢.
[٢] . رك: نشريه مركز مطالعات عالى بينالمللى، شماره دهم ص ١٠٧.
[٣] . همان.