فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٥
فعاليتهاى خصمانه در اين راه كشيدند، ديگر تجاوزى بر آنها روا نيست مگر بر ستمگران».
[٢] . براى رهايى بخشيدن به ملتها و گروههاى تحت ستم كه خود، ياراى گرفتن حق خويش را ندارند و به گونهاى به استعمار و استثمار كشانده شده و از حقوق خود محروم گرديده و مستضعف شدهاند. همانطور كه موسى و هارون براى مبارزه با فرعون كه ملتش را به استضعاف كشانيده بود، فرستاده شدند.
(إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِي اَلْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ كٰانَ مِنَ اَلْمُفْسِدِينَ).١
«اين حقيقت است كه فرعون در زمين با سلطهجويى و قدرتطلبى به اوج رسيده و ملتش را گروه گروه نموده و گروهى از آنها را به استضعاف كشانيد، و فرزندانشان را مىكشد و زنانشان را زنده مىدارد... او از مفسدان شده است».
(نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوٰارِثِينَ).٢
«و ما اراده كرديم كه بر مستضعفين زمين منت گذارده و آنها را پيشوايان و وارثين زمين قراردهيم».
[٣] . كمك و يارى دادن و همراهى با نهضتهاى آزاديبخش و مستضعفانى كه در سراسر جهان براى نجات خود در برابر استكبار و ستم جهانى مىجنگند.
(وَ مٰا لَكُمْ لاٰ تُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الله وَ اَلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ اَلرِّجٰالِ وَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْوِلْدٰانِ اَلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ اَلْقَرْيَةِ اَلظّٰالِمِ أَهْلُهٰا).٣
«شما را چه مىشود كه در راه خدا نمىجنگيد و آن مستضعفانى كه از مردان و زنان و فرزندان (جوانان) كه مىگويند خدايا، ما را از اين سرزمين كه مردمش جنايتكارند نجات بده».
به اعتقاد اكثر فقهاى شيعه، جهاد ابتدايى بايد با اجازه معصوم يا نايب خاص منتسب به امام معصوم (ع) مسلمانان شروع شود. در اين جهاد لازم نيست كه مسلمانان براى دفع تجاوز دشمن جهاد را شروع كنند. جهاد ابتدايى واجب است، از اين رو به اعتقاد شيعيان يكى از شرايط اصلى و اساسى آن حضور امام معصوم در صحنه بوده و يا حداقل بايد فرماندهى سپاه مجاهدان از سوى امام معصوم (ع) تعيين شده باشد.
[١] . قصص، آيه ٤.
[٢] . همان، آيه ٥.
[٣] . نساء، آيه ٧٥.