فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٣
[١] ٠. رفتار صادقانه، حسن سلوك، تقواى عملى، پاكدامنى، مسؤوليت پذيرى و وفادارى مسلمانان كه در برخورد مداوم با افراد و گروههاى بيگانه روابط خصومت آميز را به حس اعتماد به مسلمانان تبديل مىنمود و با ايجاد خوش بينى زمينه گرايش به اسلام را در دلها به وجود مىآورد.
١١. رفتار حاكمان مسلمان با مردم غير مسلمان تحت استيلاى خود كه در تاريخ به تسامح و سهلگيرى و ارفاق شهرت يافته است، از عوامل بسيار مؤثر در رواج اسلام بوده است كه همواره احسان موجب جذب دلها و جلب عواطف مىگردد. سير توماس. ارنولد نويسنده كتاب دعوت و گسترش اسلام در اين زمينه مىنويسد: اگر ما به ميزان تسامح و مسالمتى كه از طرف حكومتهاى مسلمين نسبت برعاياى مسيحى مبذول مىشد توجه كنيم، بخوبى بواهى بودن اين طرز فكر كه عدهاى نادان! شايع نمودهاند كه شمشير عامل برگرداندن مردم به اسلام بود پى مىبريم و اين حقيقت را تصديق مىكنيم كه عوامل ديگرى در پيشرفت اسلام مؤثر بوده است و مستشرق ديگر كتاب تمدن اسلام و عرب مىنويسد: ما وقتى كه فتوحات مسلمين اول را بدقت ملاحظه مىكنيم و اسباب و علل كاميابى آنها را تحت نظر مىگيريم مىبينيم كه آنها در خصوص گسترش مذهب از شمشير كار نگرفتهاند. زيرا كه آنها اقوام مغلوبه را در قبول مذهب شيعه، آزادى مىدادند. اگر ملل مسيحى دين فاتحين خود يعنى اعراب را قبول كرده و حتى زبان آنها را اختيار مىنمودند، سبب اصلى آن اين بوده كه آنها در مقابل حكّامى كه تا آن وقت زير شكنجه آنها بودند حكام جديد را عادلتر و منصفتر مشاهده نمودند بهعلاوه مذهب ايشان را هم نسبت به مذهبى كه داشتند سادهتر و اقرب به حقيقت يافتند.١
١٢. دورى از تعصّب در مورد اديان الهى و تقديس آنها و پيامبران بزرگ كه به تعبير برخى از مستشرقان، نجابت و تسامح بزرگ دين اسلام كه كليه اديان الهى را قبول دارد هميشه به عنوان يك ميراث بزرگ بشريت شناخته شده و بر روى اين چنين بنايى به حقيقت مىتوان يك دين جهانى را پايه گذارد.
همين عوامل بود كه سرانجام دو امپراطورى بزرگ ايران و روم را با تمام قدرت و عظمتى كه داشتند در برابر مسلمين به زانو درآورد و در اندك مدتى مردم به ستوه آمده و
[١] . الدعوة الى الاسلام، ص ٨٨.