فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢ - بخش اول كليات
جامعهمىشود.
ج -
به خاطر ضربهپذيرى و عدم دفاع، هر نوع خوارى، خفت، زبونى و كوچكى كردن بر جامعه تحميل مىگردد.
د -
در چنين شرايطى قدرت تفكر وتصميم گيرى از جامعه سلب مىگردد و برچسب بىخردى بر آن زده مىشود.
ه -
چنين جامعهاى نه تنها در موضع حق نمىماند بلكه باطل، فساد و بى عدالتى جايگزين آن مىگردد.
و -
جهاد جامه تقوى، و جوشن بىرخنه خداوند و سپر محكم اوست. پس هر آنكه به جهاد پشت كند خداوند جامه ذلت بر او بپوشاند و در بلا بنشاند و به خوارى و فرومايگىاش اندازد.
«امام با صراحت تمام در مورد برخوردهاى خشونتبارى كه بر وى تحميل كردند مىگويد:
«اللهم انك تعلم انه لم يكن الذى كان منا منافسة فى سلطان، و لا التماس شيى من فضول الحطام، و لكن لنرد المعالم من دينك، و نظهر الاصلاح فى بلادك، فيأمن المظلومون من عبادك، و تقام المعطلة من حدودك».
[١]«پروردگارا تو مىدانى كه تلاش ما نه در سوداى دنيادارى بود و نه در هواى مال اندوزى، بل بدان جهت بود كه ارزشهاى دين را بازگردانيم. و در شهرهاى تو اصلاح پديد آريم تا بندگان ستمديده تو ايمن يابند و حدود آيين تو بر قرار گردد.»
امام (ع) در جاى ديگر انگيزهها و ويژگيهاى جهاد را از ديدگاه اسلام چنين بازگو مىنمايد:
«اللهم ايما عبد من عبادك سمع مقالتنا العادلة غير الجائرة، و المصلحة غير المفسدة، فى الدين و الدنيا، فابى بعد سمعه لها الا النكوص عن نصرتك، و الابطاء عن اعزاز دينك، فانا نستشهدك عليه يا اكبر الشاهدين شهادة، و نستشهد عليه جميع ما اسكنه ارضك و سمواك، ثم انت بعده المغنى عن نصره، و الاخذ له، بذنبه».
[٢]«پروردگارا هر بندهاى از بندگانت كه فراخوان ما را كه در دين و دنيا عادلانه و به دور از
[١] . نهج البلاغه، خ ١٣١.
[٢] . نهج البلاغه، خ ٢١٢.