فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٧٢
بنابراين، جمله (لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً) نمىتواند مفهوم تعليلى نسبت به مفاد جمله قبل داشته باشد.
لكن تفسير كلمه «لام» به معنى «نتيجه و فايده» مىتواند مشكل تفسيرى آيه را حل نمايد و مفهوم آيه، بنابراين تفسير چنين مىشود:
فرعون و همسرش كودك را از رود نيل گرفتند تا ناخواسته در آينده نتيجه اين عمل (گرفتن كودك از رود نيل) دامنگيرشان شود و موجب نگرانى و تشويششان گردد. [١]
استفاده معنى «نتيجه» از كلمه «حتى» در آيه: (حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ) گرچه با تفسير مشهور آيه مبنى بر علت قرار دادن اجتناب از فتنه نسبت به جهاد سازگار نمىباشد ولى ذيل آيه: (وَ يَكُونَ اَلدِّينُ لِلّٰهِ) مىتواند شاهدى بر آن تلقى گردد.
توضيح آنكه اگر كلمه «حتى» در آيه به معنى علت و بيان هدف باشد، ناگزير معنى ذيل آيه نيز به مشابه دليل و غايت ديگرى براى وجوب قتال محسوب خواهد شد.
در اين صورت مفاد آيه چنين مىشود كه با دشمنان به اين دليل و انگيزه بجنگيد كه فتنه سركوب گردد و دين استقرار يابد.
مفاد چنين تفسيرى از آيه: (وَ قٰاتِلُوهُمْ حَتّٰى لاٰ تَكُونَ فِتْنَةٌ) ايجاد رابطه علت و معلولى بين جهاد و پذيرش دين مىباشد.
در صورتى كه پذيرش دين نياز به سلسله عوامل عقلانى و فكرى دارد و به صورت منطقى از مقدمات علمى استنتاج مىگردد. پذيرفتن دين با عمليات مسلحانه و جهادى كه عمدتاً مبتنى بر اعمال قدرت جسمانى و همراه با زور و عناصر غيراختيارى مىباشد؛ حداقل با منطق خود دين سازگار نيست.
مفاد آيه: (لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ) [٢] يا نهى از اكراه در قبولاندن دين و منحصر كردن راه پذيرش دين به طرق عقلانى و اختيارى است و يا به معنى بىنتيجه بودن اكراه در قبولاندن دين مىباشد و در هر دو صورت، جهاد نمىتواند وسيله قبولاندن دين تلقى گردد و يا پذيرش دين از طرف دشمن، هدف جهاد محسوب شود.
[١] . رك: تفسير صافى، ج ٤ ص ٨١، مجمع البيان، ج ٧ ص ٢٤٠، تفسير الميزان، ج ٧ ص ٧٣، تفسير روح المعانى، ج ٢٠ ص ٤٥، تفسير فخر رازى، ج ٢٤ ص ٢٢٦ و تفسير كشاف، ج ٣ ص ٣٩٤.
[٢] . بقره، آيه ٢٥٦.