فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٤١
از لزوم قتال با اهل بغى درآيه استفاده مىشود كه وجوب قتال با شورشيانى كه برعليه امام قيام كردهاند از اولويت برخوردار مىباشد.
اصولاً باغى (شورشى) درعرف فقها به كسانى گفته مىشود كه مخالف با امام عادل بوده واز او اطاعت نمىكنند، بهطوريكه از ايفاى مسؤوليتهاى خود در برابر امام معصوم (ع) امتناع مىورزند.
سركوب اينان به استناد نصوص كتاب وسنت واجماع واجب است:
قرآن صريحاً در مورد بغاه امر به قتال نموده است: (فَق [١] ٦ [٤] ٨;اتِلُوا اَلَّتِي تَبْغِي)١ باكسانى كه باغى هستند، بجنگيد.
پيامبر (ص) نيز بر آن تأكيد ورزيده است:
«من حمل علينا السلاح فليس منا»
كسيكه برعليه ما مسلحانه قيام كند از ما (مسلمان) نيست.
على (ع) جهاد را دو نوع دانسته و در تبيين آن گفته است:
[٣] ">«القتال قتالان لاهل الشرك لاينفى عنهم حتى يسلموا او يودوّا الجزية عن يدٍ وهم صاغرون و قتال اهل البغى لاينفى عنهم حتى يفيئوا الى امرالله او يقتلوا»
و نيز فرمود:
«الا و قد امرنى الله بقتال اهل البغى و النكث و الفساد فى الارض»
. [٢]«جنگ دونوع است نخست: جنگى كه بامشركين انجام مىگيرد تا اسلام آورند و يا جزيه بپردازند وحق حاكميت اسلام رابپذيرند. دوم: جنگ با كسانى كه برامام شوريدهاند كه اينان سركوب مىشوند تا آنكه تن به فرمان خدا دهند و يا كشته شوند. خداوند مرا امر نمود كه با اهل بغى و پيمان شكن و مفسدان در زمين بجنگم».
على (ع) بارها به فتنه بغاه اشاره نموده و مردم را براى دفع فساد آنها فرا مىخواند:
«قد قامت الفئه الباغيه، فأين المحتسبون».
٣گروهك باغى شورش كرده است كجايند آنها كه خود را براى خدا آماده كردهاند.
از كلمات قصار آنحضرت است:
«ومن سلّ سيف البغى قتل به»
٤كسى كه سلاح بغى بكشد با همان سلاح كشته مىشود.
فقها وكليه مذاهب اسلامى در وجوب جهاد باباغيان اتفاق نظر دارند على (ع) با سه گروه
[١] . همان.
[٢] . نهج البلاغه، خ ١٩٢.
[٣] . همان، خ ١٤٨.
[٤] . همان، حكمت ٣٤٩.