فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٠٦ - بخش اول كليات
خود قرآن از مغلوب شدن مسلمين سخن گفته است [١] (إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ اَلْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ وَ تِلْكَ اَلْأَيّ [٦] [٤] ٨;امُ نُدٰاوِلُهٰا بَيْنَ اَلنّٰاسِ) بنابراين مصداق ديگر در عموم معنى سبيل باقى خواهد ماند
«لقرآن ظهرو بطن و للبطن بطناً». [٢]
٢. (اَلَّذِينَ يَتَّخِذُونَ اَلْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ اَلْعِزَّةَ فَإِنَّ اَلْعِزَّةَ لِلّٰهِ جَمِيعاً) [٣] طبق اين آيه هر نوع عمل و رابطهايكه موجب ولايت كفار و سلطه و استيلاى آنان بر مؤمنين گردد و سلب عزت اسلام و مسلمين نمايد و مستلزم تفوق و سرافرازى كافر بر مسلمان گردد، نامشروع و منهى عنه مىباشد. زيرا معنى اختصاص سرافرازى، عزت و عظمت به خدا نفى آن از كافران و اثبات آن بر مسلمين است: (وَ لِلّٰهِ اَلْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لٰكِنَّ اَلْمُنٰافِقِينَ لاٰ يَعْلَمُونَ).٤
بنابراين اسلام بر هيچگونه حكمى كه مستلزم ولايت و استيلاى كفار بر مسلمين باشد تسريح ننموده و چنين حكمى از اسلام نخواهد بود.
(لاٰ يَتَّخِذِ اَلْمُؤْمِنُونَ اَلْكٰافِرِينَ أَوْلِيٰاءَ مِنْ دُونِ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ الله فِي شَيْءٍ إِلاّٰ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقٰاةً وَ يُحَذِّرُكُمُ الله نَفْسَهُ وَ إِلَى الله اَلْمَصِيرُ). [٥]
گرچه اين آيه صراحت آيات قبل را ندارد، ولى بهطور عموم سلطه و استيلاى كافران را جز در موارد تقيه نفى مىكند و هر نوع عمل و رابطهاى را كه منشأ چنين سلطه و استيلايى گردد، محكوم مىشمارد.
مفاد اين آيه و آيات مشابه آن كه در زمينه نفى ولايت كفار و نهى از تفويض اختيارات به كفار و پيشتيبان گرفتن (وابسته شدن) به آنان در موارد متعدد در قرآن آمده همان اصل نفى سلطه كافران از مؤمنان مىباشد.
٣. (وَ لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى اَلَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ اَلنّٰارُ وَ مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِ الله مِنْ أَوْلِيٰاءَ ثُمَّ لاٰ تُنْصَرُونَ)٦ ركن به معنى اساس در آيه كنايه از قدرت است. اعتماد نمودن و پايه و پشتيبان گرفتن و منشأ قدرت قرار دادن كفار، نامشروع و جرم بزرگى است كه عامل آن به آتش كيفر مىشود. [٧]
بنابراين معنى، مفاد آيه چنين مىشود: هر حكمى كه موجب گردد مسلمانان به جاى
[١] . آل عمران، آيه ١٤٠.
[٢] . تفسير مراة الانوار، ص ٤.
[٣] . نساء، آيه ١٣٩.
[٤] . منافقون، آيه ٨.
[٥] . آل عمران، آيه ٢٨.
[٦] . هود، آيه ١١٣.
[٧] . در تفسير على بن ابراهيم قمى و مجمع البيان ركون به معنى شامل قبول دوستى و نصيحت و اطاعت تفسير شده است و برخى از مفسرين نيز ركون را به معنى هر گونه تمايل ذكر كردهاند (تفسير المنار).